تاریخ طبری از مشهورترین کتابهای تاریخی است و آگاهی ما از بخش بزرگی از تاریخ ایران و تاریخ اسلام، مدیون این کتاب است. اما همواره بین صاحبنظران درمورد این کتاب اختلاف وجود دارد. برخی آن را کتابی مملو از دروغ های بزرگ میدانند و در مقابل، دیگران آن را اثری درخورد احترام و تحسین معرفی میکنند. تا جایی که اگر شما «دروغ های تاریخ طبری» را در گوگل جستجو کنید، احتمالاً با دهها ویدئو، مقاله و پست شبکههای اجتماعی روبهرو میشوید که در مورد این کتاب صحبتهای متناقضی دارند.

پرسش اصلی اینجاست: آیا مورخی مانند ابوجعفر محمد بن جریر طبری که بیش از هزار سال است آثارش در دانشگاهها، حوزههای علمیه و مراکز پژوهشی سراسر جهان تدریس میشود، واقعاً یک «دروغگو» بوده است؟ یا شاید مشکل از شیوه خواندن این کتاب و برداشت نادرست از روش تاریخنگاری او باشد؟
واقعیت این است که بسیاری از کسانی که امروز از «دروغ های تاریخ طبری» سخن میگویند، نه خود کتاب را خواندهاند و نه با روش نگارش آن آشنا هستند. آنها معمولاً چند روایت جنجالی را از فضای مجازی یا کتابهای دیگر نقل میکنند و سپس کل کتاب را زیر سؤال میبرند؛ در حالی که پژوهشگران تاریخ اسلام، نگاه بسیار دقیقتر و علمیتری به این اثر دارند.
در این مقاله قصد نداریم از روی تعصب از تاریخ طبری دفاع کنیم و نه میخواهیم بدون دلیل آن را تخطئه کنیم. بلکه با استناد به روش تاریخنگاری، دیدگاه محققان و ویژگیهای خود کتاب بررسی خواهیم کرد که:
- مهمترین انتقادهای واردشده به تاریخ طبری چیست؟
- آیا این انتقادها به معنای جعلی بودن کل کتاب است؟
- آیا خود طبری مسئول تمام روایتهایی است که نقل کرده؟
- و در نهایت، آیا تاریخ طبری هنوز یکی از معتبرترین منابع تاریخ اسلام محسوب میشود؟
اگر به دنبال پاسخی مستند و منصفانه هستید، تا پایان این مقاله همراه ما باشید؛ زیرا ممکن است نگاه شما به یکی از مهمترین کتابهای تاریخ اسلام برای همیشه تغییر کند.
دانلود متن کامل کتاب تاریخ طبری
چرا کنجکاوی درباره دروغ های احتمالی تاریخ طبری تا این اندازه بالاست؟
تاریخ طبری چقدر معتبر است؟ در سالهای اخیر، با گسترش شبکههای اجتماعی، تولید محتوای کوتاه و ویدئوهای چند دقیقهای، بسیاری از مباحث تاریخی به شکل گزینشی و بدون ارائه زمینه تاریخی منتشر شدهاند. یکی از قربانیان این روند، کتاب تاریخ طبری است؛ اثری که بیش از هزار سال از نگارش آن میگذرد و همچنان از مهمترین منابع تاریخ اسلام و ایران به شمار میرود.
بخش زیادی از افرادی که عبارت «دروغ های تاریخ طبری» را جستجو میکنند، معمولاً با یکی از این موقعیتها روبهرو شدهاند:
- کلیپی دیدهاند که ادعا میکند تاریخ طبری سراسر دروغ است.
- در یک مناظره مذهبی، نام تاریخ طبری به عنوان منبعی غیرقابل اعتماد مطرح شده است.
- روایتی عجیب از این کتاب شنیدهاند و تصور کردهاند همه مطالب آن به همین شکل است.
- یا صرفاً میخواهند بدانند آیا میتوان به این کتاب استناد کرد یا خیر.
در نتیجه، نیت بیشتر کاربران از جستجوی این عبارت، رسیدن به حقیقت است؛ نه صرفاً یافتن مطالبی علیه تاریخ طبری. مشکل اینجاست که بعضی بدون مطالعه کتاب، آن را کاملاً جعلی معرفی میکنند و بعضی دیگر نیز بدون هیچ توضیحی، همه انتقادها را رد میکنند. هر دو رویکرد، غیرعلمی است.
هدف این مقاله دقیقاً همین است که فارغ از تعصب، بررسی کند آیا واقعاً میتوان تاریخ طبری را «دروغگو» نامید یا اینکه این قضاوت ناشی از سوءبرداشت از روش نگارش این کتاب است.
تاریخ طبری چیست و چرا اینقدر اهمیت دارد؟
پیش از آنکه درباره «دروغ های تاریخ طبری» قضاوت کنیم، ابتدا باید بدانیم اصلاً این کتاب چیست.
تاریخ الرسل والملوک که امروزه بیشتر با نام تاریخ طبری شناخته میشود، یکی از بزرگترین آثار تاریخی جهان اسلام است. نویسنده آن، ابوجعفر محمد بن جریر طبری، از برجستهترین مورخان، مفسران قرآن و دانشمندان قرن سوم هجری بود. (بخوانید: طبری کیست؟)
وی این کتاب را با هدف ثبت تاریخ بشر، از آغاز آفرینش تا زمان زندگی خود، تألیف کرد. به همین دلیل، تاریخ طبری فقط درباره اسلام نیست؛ بلکه شامل تاریخ پیامبران، شاهان ایران، امپراتوری روم، اقوام مختلف و سپس وقایع دوران پیامبر اسلام، خلفا و حکومتهای نخستین اسلامی نیز میشود.
اهمیت این کتاب به اندازهای است که بسیاری از مورخان پس از طبری، آثار خود را بر اساس نوشتههای او تدوین کردهاند. حتی در بسیاری از دانشگاههای معتبر جهان، هنگام مطالعه تاریخ صدر اسلام، هنوز هم تاریخ طبری یکی از منابع اصلی پژوهش به شمار میآید.
نکته مهم اینجاست که اعتبار یک کتاب تاریخی، به معنای بیخطا بودن تمام روایتهای آن نیست. تقریباً هیچ کتاب تاریخی مربوط به هزار سال پیش وجود ندارد که همه گزارشهای آن بدون اختلاف یا ابهام باشد. ارزش واقعی تاریخ طبری در این است که حجم عظیمی از روایتهای کهن را برای آیندگان حفظ کرده است؛ روایتهایی که بسیاری از منابع اصلی آنها امروزه از بین رفتهاند.
به بیان دیگر، اگر طبری این روایتها را ثبت نمیکرد، شاید بخش بزرگی از تاریخ صدر اسلام برای همیشه از دست میرفت.
مطالب مشابه:
خرید کتاب تاریخ طبری
نویسنده تاریخ طبری سنی بود یا شیعه؟
بزرگترین سوءبرداشت درباره تاریخ طبری
شاید مهمترین دلیلی که باعث شده عبارت «دروغ های تاریخ طبری» تا این اندازه رواج پیدا کند، یک سوءبرداشت اساسی درباره شیوه نگارش این کتاب باشد.
بسیاری تصور میکنند هر جملهای که در تاریخ طبری آمده، نظر شخصی طبری است؛ در حالی که این تصور کاملاً نادرست است.
طبری یک گردآورنده و ثبتکننده روایتهای تاریخی بود. او تلاش میکرد روایتهای مختلف درباره یک حادثه را با ذکر زنجیره راویان (اسناد) ثبت کند تا آیندگان بتوانند درباره آنها قضاوت کنند.
به همین دلیل، در بسیاری از بخشهای کتاب میبینیم که درباره یک اتفاق، چند روایت کاملاً متفاوت و حتی متناقض کنار هم آمده است.
اگر قرار بود طبری همه این روایتها را حقیقت بداند، وجود روایتهای متضاد در کنار هم هیچ معنایی نداشت.
در واقع او به خواننده نشان میدهد که درباره این حادثه، چنین گزارشهایی نقل شده است؛ حالا وظیفه پژوهشگر است که با بررسی اسناد، اعتبار هر روایت را بسنجد.
این دقیقاً همان روشی است که بسیاری از مورخان بزرگ دوران باستان و قرون میانه نیز به کار میبردند.
خودِ طبری درباره اعتبار روایتهای کتابش چه میگوید؟
یکی از مهمترین بخشهایی که معمولاً منتقدان کتاب به آن اشاره نمیکنند، مقدمه خود تاریخ طبری است.
طبری در آغاز کتاب، بهصراحت توضیح میدهد که وظیفه او گردآوری روایتهایی است که به دستش رسیده است. او همچنین تأکید میکند اگر خواننده در کتاب با گزارشی روبهرو شد که آن را نادرست یا عجیب میداند، نباید فوراً نویسنده را متهم کند؛ زیرا او آن روایت را از ناقلان پیش از خود نقل کرده و مسئولیت صحت آن بر عهده راویان است، نه صرفِ ثبت آن در کتاب.
این نکته، کلید فهم تاریخ طبری است.
در واقع، طبری هرگز ادعا نکرده که تمام مطالب کتابش قطعی و بدون خطاست. او حتی راه را برای نقد روایتها باز گذاشته است. به همین دلیل، پژوهشگران تاریخ هنگام استفاده از تاریخ طبری، تنها به متن کتاب اکتفا نمیکنند؛ بلکه اسناد، راویان، نسخههای مختلف و دیگر منابع تاریخی را نیز با آن مقایسه میکنند.
بنابراین، اگر کسی چند روایت ضعیف یا حتی نادرست را از تاریخ طبری نقل کند و سپس نتیجه بگیرد که «پس کل کتاب دروغ است»، مرتکب نوعی تعمیم ناروا شده است؛ همان خطایی که در پژوهش علمی پذیرفته نیست.
آیا وجود روایتهای ضعیف، کل کتاب را بیاعتبار میکند؟
پاسخ کوتاه، خیر است.
فرض کنید یک مجموعهدار، هزاران سند تاریخی را در یک کتابخانه نگهداری کرده باشد. برخی از این اسناد معتبر، برخی مشکوک و برخی حتی جعلی باشند. آیا میتوان گفت چون چند سند جعلی در آن آرشیو وجود دارد، پس کل کتابخانه بیارزش است؟
دقیقاً همین منطق درباره تاریخ طبری نیز صدق میکند.
مورخان حرفهای هیچگاه یک کتاب تاریخی را به صورت صفر و صدی ارزیابی نمیکنند. آنها روایتها را تکبهتک بررسی میکنند، راویان را میسنجند، گزارشها را با منابع دیگر مقایسه میکنند و سپس درباره اعتبار هر بخش نظر میدهند.
اتفاقاً یکی از نقاط قوت تاریخ طبری این است که در بسیاری از موارد، اسناد روایتها را نیز ذکر کرده است؛ موضوعی که امکان نقد علمی را فراهم میکند. اگر طبری تنها نتیجهگیری شخصی خود را مینوشت و منابع را حذف میکرد، امروز بررسی صحت یا ضعف گزارشها بسیار دشوارتر بود.
بنابراین، وجود چند روایت ضعیف در کتاب، نه تنها دلیل دروغگو بودن طبری نیست، بلکه نشان میدهد او تلاش کرده تصویری جامع از روایتهای موجود در زمان خود ارائه دهد و قضاوت نهایی را به خواننده و پژوهشگر بسپارد.
همچنین بنگرید به:
تاریخ طبری درمورد امامان
چرا تاریخ طبری ممنوع است؟
عکس امام حسین در تاریخ طبری
عاشورا در کتاب تاریخ طبری
مهمترین اتهامهایی که به تاریخ طبری وارد میشود
اگر در اینترنت عبارت دروغ های تاریخ طبری را جستجو کنید، معمولاً با چند انتقاد تکراری روبهرو میشوید. برخی از این انتقادها ریشه در مباحث علمی تاریخنگاری دارند و برخی دیگر بیشتر حاصل برداشتهای نادرست یا نقلقولهای ناقص هستند. در ادامه، مهمترین این ادعاها را بررسی میکنیم.
۱. تاریخ طبری روایتهای متناقض نقل کرده است
یکی از رایجترین انتقادها این است که در بعضی از بخشهای کتاب، درباره یک حادثه چند روایت کاملاً متفاوت وجود دارد. منتقدان این موضوع را نشانه بیاعتباری کتاب میدانند.
اما این دقیقاً همان ویژگی تاریخنگاری طبری است، نه نقطه ضعف آن.
او تلاش نکرده روایتهای مختلف را حذف یا یکدست کند؛ بلکه آنچه به دستش رسیده، همراه با سند نقل کرده است. در نتیجه، وجود روایتهای متفاوت به معنای سردرگمی نویسنده نیست، بلکه نشان میدهد او در مقام ثبتکننده تاریخ عمل کرده است.
امروزه نیز پژوهشگران هنگام بررسی یک رویداد تاریخی، معمولاً چندین منبع را کنار هم قرار میدهند تا تصویری دقیقتر به دست آورند. طبری هزار سال پیش همین کار را انجام داده بود.
۲. برخی راویان کتاب ضعیف یا مورد اختلاف هستند
این انتقاد تا حدی درست است.
در تاریخ طبری، روایتهایی از راویانی نقل شده که همه دانشمندان علم رجال آنها را معتبر نمیدانند. اما نتیجهای که برخی از این موضوع میگیرند، نادرست است.
نویسنده کتاب نگفته است همه این افراد کاملاً قابل اعتماد هستند. او فقط روایتهای موجود را ثبت کرده است.
در حقیقت، اگر طبری روایتهای ضعیف را حذف میکرد، امروز حتی نمیدانستیم چنین روایتهایی در گذشته وجود داشتهاند. ثبت یک روایت، به معنای تأیید آن نیست.
۳. در کتاب داستانهای عجیب و غیرعادی دیده میشود
بله، چنین روایتهایی وجود دارند.
همانگونه که در بسیاری از کتابهای تاریخی قرون اولیه اسلام، ایران، روم یا یونان نیز گزارشهایی از خوابها، پیشگوییها، کرامات یا اتفاقات خارقالعاده دیده میشود.
این موضوع محدود به تاریخ طبری نیست؛ بلکه ویژگی بسیاری از آثار تاریخی آن دوران است.
مورخان امروز هنگام مطالعه این گزارشها، آنها را با معیارهای نقد تاریخی بررسی میکنند و لزوماً همه آنها را واقعیت قطعی نمیدانند.
وجود چنین روایتهایی، ارزش تاریخی کل کتاب را از بین نمیبرد.
۴. چرا طبری روایتهای نادرست را حذف نکرد؟
این سؤال، یکی از مهمترین پرسشهایی است که معمولاً مطرح میشود. پاسخ آن در روش تاریخنگاری آن دوران نهفته است. امروز از یک نویسنده انتظار داریم قبل از انتشار کتاب، همه اطلاعات را بررسی و پالایش کند.
اما در قرن سوم هجری، بسیاری از مورخان خود را موظف میدانستند روایتها را با اسنادشان حفظ کنند تا نسلهای بعد بتوانند درباره آنها داوری کنند. طبری نیز همین روش را برگزید.
اگر او تصمیم میگرفت صرفاً روایتهایی را که خودش قبول دارد ثبت کند، بخش بزرگی از میراث تاریخی مسلمانان برای همیشه از بین میرفت.
آیا مورخان بزرگ، تاریخ طبری را معتبر میدانند؟
اگر تاریخ طبری واقعاً کتابی سرشار از دروغ بود، احتمالاً قرنها پیش از دایره منابع معتبر خارج میشد. اما واقعیت کاملاً برعکس است.
در طول بیش از هزار سال گذشته، صدها مورخ، پژوهشگر و نویسنده از تاریخ طبری استفاده کردهاند. بسیاری از آثار مهم تاریخ اسلام، مستقیم یا غیرمستقیم از این کتاب نقل کردهاند.
حتی پژوهشگران معاصر نیز با وجود نقدهایی که به برخی روایتها وارد میکنند، همچنان تاریخ طبری را یکی از مهمترین منابع اولیه برای مطالعه تاریخ صدر اسلام میدانند.
دلیل این جایگاه روشن است:
- قدمت بسیار زیاد کتاب
- نزدیکی زمانی نویسنده به بسیاری از رویدادها
- نقل اسناد و زنجیره راویان
- حفظ حجم عظیمی از منابعی که امروزه از بین رفتهاند
- نقل روایتهای متعدد به جای حذف آنها
همه این ویژگیها باعث شده تاریخ طبری هنوز هم در تحقیقات دانشگاهی جایگاه ویژهای داشته باشد.
بنگرید به:
قیمت کتاب تاریخ طبری بدون سانسور
خرید کتاب تاریخ طبری بدون حذفیات
نگاهی به یکی از مهمترین منابع تاریخی
آیا میتوان به همه مطالب تاریخ طبری استناد کرد؟
پاسخ این سؤال نیز مانند بسیاری از پرسشهای تاریخی، ساده و یککلمهای نیست. اگر منظور این باشد که هر جمله موجود در تاریخ طبری بدون بررسی پذیرفته شود، پاسخ منفی است.
اما اگر سؤال این باشد که آیا تاریخ طبری یکی از معتبرترین منابع اولیه برای مطالعه تاریخ اسلام است، پاسخ مثبت خواهد بود.
در واقع، هیچ پژوهشگر حرفهای تنها بر اساس یک منبع درباره یک حادثه تاریخی قضاوت نمیکند. روش صحیح این است که:
- روایت با سایر منابع مقایسه شود.
- اعتبار راویان بررسی شود.
- شرایط تاریخی تحلیل گردد.
- نسخههای مختلف کتاب مطالعه شوند.
- نظر پژوهشگران جدید نیز در نظر گرفته شود.
این همان کاری است که دانشگاهها و مراکز پژوهشی انجام میدهند.
تفاوت مهم میان «منبع تاریخی» و «کتاب اعتقادی»
یکی از دلایلی که باعث شکلگیری بحث «دروغ های تاریخ طبری» شده، این است که برخی افراد انتظار دارند تاریخ طبری مانند یک کتاب عقیدتی نوشته شده باشد.
در حالی که چنین نیست.
یک کتاب تاریخی وظیفه دارد گزارشهای موجود را ثبت کند؛ حتی اگر برخی از آنها بعداً نادرست از آب درآیند. اما کتابهای اعتقادی معمولاً فقط مطالبی را نقل میکنند که نویسنده آنها را صحیح میداند. تاریخ طبری در گروه اول قرار میگیرد. به همین دلیل، نباید انتظار داشت تمام مطالب آن از پیش پالایش شده باشند.
اتفاقاً ارزش این کتاب در همین جامع بودن آن است؛ زیرا تصویری از آنچه در قرون نخستین اسلام نقل میشده، در اختیار ما قرار میدهد.

چرا برخی افراد تاریخ طبری را «دروغ» مینامند؟
اکنون که با شیوه نگارش تاریخ طبری آشنا شدیم، بهتر میتوان فهمید چرا عبارت «دروغ های تاریخ طبری» تا این اندازه رواج یافته است.
در واقع، دلایل مختلفی باعث شده برخی افراد این کتاب را به دروغگویی متهم کنند. البته همه این دلایل لزوماً علمی نیستند و بسیاری از آنها ناشی از برداشتهای نادرست یا اختلافهای فکری و مذهبی است.
۱. نقل گزینشی روایتها
یکی از رایجترین روشها این است که تنها یک یا دو روایت ضعیف از میان هزاران روایت کتاب انتخاب میشود و بدون اشاره به سند، روایتهای دیگر یا توضیح طبری، منتشر میشود.
طبیعی است که اگر خواننده فقط همان بخش را ببیند، تصور خواهد کرد کل کتاب به همین شکل نوشته شده است.
در حالی که مطالعه کامل همان فصل، معمولاً نشان میدهد طبری روایتهای دیگری نیز درباره همان حادثه نقل کرده است.
۲. اشتباه گرفتن «ناقل» با «قائل»
در زبان فارسی یک ضربالمثل معروف وجود دارد:
«ناقل کفر، کافر نیست.»
این جمله دقیقاً درباره تاریخ طبری نیز صدق میکند.
اگر یک روزنامهنگار سخنان ده سیاستمدار را منتشر کند، آیا میتوان گفت تمام آن سخنان عقیده شخص روزنامهنگار است؟ قطعاً خیر.
طبری نیز در بسیاری از موارد، صرفاً ناقل روایتهای تاریخی است، نه مدافع آنها. بنابراین، نسبت دادن تمام مطالب کتاب به عقیده شخص طبری، از نظر روششناسی تاریخی اشتباه است.
۳. قضاوت کردن با معیارهای امروز
نباید فراموش کرد که تاریخ طبری بیش از هزار و صد سال پیش نوشته شده است.
در آن دوران، نه آرشیوهای دیجیتال وجود داشت، نه روشهای نوین تاریخنگاری و نه امکاناتی که امروز پژوهشگران در اختیار دارند. مقایسه مستقیم یک مورخ قرن سوم هجری با استانداردهای دانشگاهی قرن بیستویکم، منصفانه نیست.
در عوض باید عملکرد او را با دیگر مورخان همعصرش مقایسه کرد؛ مقایسهای که نشان میدهد طبری از دقیقترین و منظمترین مورخان زمان خود بوده است.
آیا تاریخ طبری تنها منبع تاریخ اسلام است؟
خیر. این نیز یکی از سوءبرداشتهای رایج است. هیچ مورخ حرفهای تنها بر اساس یک کتاب درباره یک رویداد تاریخی اظهار نظر نمیکند.
برای بررسی تاریخ صدر اسلام، منابع متعددی وجود دارد که پژوهشگران آنها را در کنار یکدیگر مطالعه میکنند. هر یک از این منابع بخشی از پازل تاریخ را کامل میکنند.
در بسیاری از موارد، روایتهای تاریخ طبری با منابع دیگر همخوانی دارند و در برخی موارد نیز اختلافهایی دیده میشود. همین اختلافهاست که کار پژوهش تاریخی را جذاب و البته پیچیده میکند.
بنابراین، ارزش تاریخ طبری نه در این است که «تنها منبع» باشد، بلکه در این است که یکی از قدیمیترین و جامعترین منابعی است که بخش بزرگی از روایتهای اولیه را برای ما حفظ کرده است.
اگر تاریخ طبری نبود، چه چیزهایی را از دست میدادیم؟
شاید این سؤال بهترین راه برای درک اهمیت این کتاب باشد. تصور کنید طبری تصمیم میگرفت کتاب خود را هرگز ننویسد. در این صورت، بسیاری از روایتهایی که او از منابع قدیمیتر نقل کرده، برای همیشه از بین میرفت؛ زیرا بخش قابل توجهی از آن منابع امروزه دیگر وجود خارجی ندارند.
در حقیقت، طبری فقط کتاب خودش را برای ما به یادگار نگذاشته است؛ بلکه صدای دهها مورخ و راوی پیش از خود را نیز حفظ کرده است.
به همین دلیل، حتی اگر برخی از آن روایتها ضعیف باشند، باز هم از نظر تاریخپژوهی ارزشمند هستند؛ زیرا نشان میدهند مردم آن دوران چه چیزهایی را نقل میکردهاند و چه تصویری از گذشته در ذهن داشتهاند.
این همان چیزی است که پژوهشگران از آن با عنوان حفظ میراث تاریخی یاد میکنند.
چگونه تاریخ طبری را درست مطالعه کنیم؟
اگر تصمیم دارید این کتاب ارزشمند را بخوانید، فارغ از آن که دیگران درمورد آن چه قضاوتی میکنند و چه برچسبهایی به آن میزنند، بهتر است ابتدا ذهنیتتان را از هر تهمتی پاک کنید و سپس با علم به چند نکته که در ادامه آنها را بازگو میکنیم، مطالعه را آغاز بفرمایید. این نکات از قرار زیر هستند:
۱. هر روایت را قطعی ندانید
همانطور که گفته شد، تاریخ طبری مجموعهای از روایتهاست، نه کتابی که همه مطالب آن حکم قطعی داشته باشند.
بنابراین، هنگام مطالعه هر روایت باید به سند، راوی و منابع دیگر نیز توجه کرد.
۲. از ترجمههای معتبر استفاده کنید
از آنجا که متن اصلی کتاب به زبان عربی نوشته شده، کیفیت ترجمه اهمیت زیادی دارد.
ترجمهای که دارای پاورقیها، توضیحات تاریخی و معرفی راویان باشد، درک بسیار بهتری از متن به خواننده میدهد.
۳. کتاب را تکهتکه قضاوت نکنید
یکی از بزرگترین اشتباهات این است که تنها یک صفحه یا یک روایت از کتاب را بخوانیم و درباره کل اثر نظر بدهیم.
هر فصل تاریخ طبری در بستر تاریخی خود معنا پیدا میکند و بدون مطالعه زمینه آن، ممکن است برداشت نادرستی ایجاد شود.
۴. دیدگاه پژوهشگران را نیز مطالعه کنید
امروزه صدها مقاله و کتاب درباره روش تاریخنگاری طبری نوشته شده است.
مطالعه این پژوهشها کمک میکند تفاوت میان روایتهای قوی، ضعیف و مورد اختلاف را بهتر بشناسید.
جمعبندی؛ آیا عبارت «دروغ های تاریخ طبری» درست است؟
اگر بخواهیم تنها با یک جمله پاسخ دهیم، باید بگوییم:
خیر؛ این عبارت، توصیف دقیقی از تاریخ طبری نیست.
البته این به معنای آن نیست که تمام روایتهای موجود در این کتاب بدون نقد و بررسی پذیرفته میشوند. همانگونه که هیچ مورخ برجستهای چنین ادعایی درباره آثار تاریخی نکرده است.
آنچه تاریخ طبری را به اثری ماندگار تبدیل کرده، نه ادعای عصمت یا بیخطا بودن، بلکه امانتداری در ثبت روایتهای تاریخی است. طبری کوشید آنچه را از گذشتگان به دستش رسیده بود، با ذکر اسناد حفظ کند تا آیندگان بتوانند درباره آن داوری کنند.
از این رو، اگر کسی تنها با دیدن چند روایت ضعیف نتیجه بگیرد که «تاریخ طبری سراسر دروغ است»، در واقع یکی از مهمترین اصول پژوهش تاریخی را نادیده گرفته است؛ یعنی تفکیک میان اعتبار یک روایت و اعتبار یک منبع تاریخی.
امروزه نیز با وجود همه نقدهایی که به برخی گزارشهای این اثر وارد شده، تاریخ طبری همچنان یکی از ستونهای اصلی مطالعات تاریخ اسلام و ایران به شمار میرود و تقریباً هیچ پژوهش جدی درباره قرون نخستین اسلامی بدون مراجعه به آن کامل نیست.
بنابراین، اگر روزی دوباره عبارت «دروغ های تاریخ طبری» را در جایی دیدید، بهتر است پیش از پذیرفتن یا رد کردن آن، از خود بپرسید:
آیا گوینده، کل کتاب را خوانده است؟ روش تاریخنگاری طبری را میشناسد؟ میان «نقل روایت» و «تأیید روایت» تفاوت قائل شده است؟
پاسخ به همین پرسشها، معمولاً روشن میکند که چرا این کتاب، پس از بیش از هزار سال، هنوز یکی از مهمترین و ارزشمندترین منابع تاریخ جهان اسلام محسوب میشود.
سوالات متداول درباره دروغ های تاریخ طبری (FAQ)
آیا تاریخ طبری کتاب معتبری است؟
بله، تاریخ طبری یکی از معتبرترین منابع اولیه تاریخ اسلام به شمار میرود و قرنهاست که پژوهشگران، مورخان و دانشگاهها از آن استفاده میکنند. البته مانند هر منبع تاریخی کهن، تمام روایتهای آن بدون بررسی پذیرفته نمیشود و هر گزارش باید بر اساس سند، راویان و مقایسه با منابع دیگر ارزیابی شود.
آیا همه مطالب تاریخ طبری صحیح هستند؟
خیر.
هیچ مورخ برجستهای ادعا نکرده است که تمام گزارشهای یک کتاب تاریخی کهن، صددرصد صحیح هستند. خود طبری نیز چنین ادعایی ندارد.
ارزش این کتاب در حفظ روایتهای تاریخی است، نه در این که همه آنها قطعی و بدون اختلاف باشند.
چرا در تاریخ طبری روایتهای متناقض وجود دارد؟
زیرا روش نگارش کتاب بر پایه گردآوری روایتهاست.
طبری در بسیاری از موارد، چند گزارش مختلف درباره یک حادثه را کنار هم آورده تا خواننده یا پژوهشگر بتواند با بررسی اسناد، درباره آنها قضاوت کند.
وجود روایتهای مختلف، نشاندهنده امانتداری نویسنده در انتقال منابع است؛ نه بیاعتباری کتاب.
آیا طبری شیعه بود یا سنی؟
این سؤال ارتباط مستقیمی با اعتبار کتاب ندارد، اما از پرسشهای رایج کاربران است.
محمد بن جریر طبری معمولاً در میان دانشمندان اهل سنت طبقهبندی میشود، هرچند در برخی مسائل فقهی و کلامی دیدگاههای مستقلی داشت و حتی مکتب فقهی ویژه خود را بنیان گذاشت.
به همین دلیل، شخصیت او را نمیتوان صرفاً در قالب دستهبندیهای امروزی بررسی کرد.
آیا تاریخ طبری درباره ایران باستان نیز اطلاعات دارد؟
بله.
یکی از ویژگیهای ارزشمند این کتاب، پرداختن به تاریخ ایران پیش از اسلام است.
طبری علاوه بر تاریخ پیامبران و حکومتهای اسلامی، درباره پادشاهان ایران، سلسلههای باستانی، نبردها و رویدادهای مهم نیز مطالب فراوانی نقل کرده است؛ موضوعی که باعث شده این اثر برای پژوهشگران تاریخ ایران نیز اهمیت ویژهای داشته باشد.
آیا مورخان امروزی هنوز از تاریخ طبری استفاده میکنند؟
بله.
تقریباً تمام پژوهشهای دانشگاهی درباره تاریخ صدر اسلام، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به تاریخ طبری ارجاع میدهند.
البته محققان امروزی روایتهای این کتاب را با سایر منابع تاریخی، علم رجال، نسخهشناسی و پژوهشهای جدید مقایسه میکنند و صرفاً به یک منبع اکتفا نمیکنند.
خلاصه کلام تا اینجا
اگر بخواهیم تنها یک باور نادرست را درباره این کتاب اصلاح کنیم، آن باور این است که:
«وجود چند روایت ضعیف، به معنای دروغگو بودن نویسنده نیست.»
این دقیقاً همان مغالطهای است که باعث شده عبارت «دروغ های تاریخ طبری» در فضای مجازی فراگیر شود.
تاریخ طبری نه یک کتاب افسانهای است و نه اثری که باید بدون چونوچرا پذیرفته شود. این کتاب، یک منبع تاریخی بزرگ است که باید مانند هر منبع تاریخی دیگر، با روش علمی مطالعه و نقد شود.
شاید مهمترین ویژگی طبری این باشد که به جای پنهان کردن اختلاف روایتها، آنها را حفظ کرده است. همین صداقت در نقل، سبب شده پژوهشگران پس از بیش از هزار سال همچنان بتوانند درباره رویدادهای صدر اسلام تحقیق کنند.
از این رو، اگر هدف رسیدن به حقیقت باشد، مطالعه تاریخ طبری همراه با نقد علمی، بسیار سودمندتر از پذیرفتن یا رد کردن کلی آن است. قضاوتهای مطلق، چه در ستایش و چه در تخطئه، معمولاً با روش پژوهش تاریخی سازگار نیستند.
در نهایت، پاسخ به این پرسش که «آیا تاریخ طبری دروغ است؟» روشن است:
خیر. آنچه نیازمند بررسی است، تکتک روایتهای تاریخی است، نه اعتبار اصل کتاب و شخصیت علمی محمد بن جریر طبری.
۱۰ شبهه مشهور درباره تاریخ طبری؛ پاسخ مستند به رایجترین ادعاها
اگر عبارت «دروغ های تاریخ طبری» را در گوگل جستجو کنید، معمولاً با مجموعهای از ادعاهای تکراری روبهرو میشوید. برخی از این شبهات سالهاست در فضای مجازی دستبهدست میشوند و بعضی دیگر ریشه در مناظرات تاریخی و مذهبی دارند.
در این بخش، بدون تعصب و بر اساس روش پژوهش تاریخی، مهمترین این شبهات را بررسی میکنیم.
شبهه اول: تاریخ طبری پر از دروغ است.
پاسخ:
این ادعا بیش از آنکه یک نتیجه پژوهشی باشد، یک قضاوت کلی است.
برای اینکه بتوان کتابی را «دروغ» نامید، باید ثابت شود نویسنده آگاهانه مطالب نادرست را به عنوان حقیقت نوشته است.
اما درباره طبری، چنین چیزی وجود ندارد.
برعکس، او تقریباً همیشه مشخص میکند که هر روایت را از چه کسی نقل کرده است. اگر هدفش فریب دادن خواننده بود، نیازی نداشت زنجیره راویان را ذکر کند.
وجود روایتهای ضعیف، به معنای دروغگو بودن نویسنده نیست؛ بلکه نشان میدهد او روایتهای موجود را حفظ کرده است.
شبهه دوم: طبری هرچه شنیده نوشته است.
پاسخ:
تا حدی درست است؛ اما این دقیقاً روش بسیاری از مورخان قرون اولیه بوده است. تفاوت مهم اینجاست که طبری معمولاً منبع روایت را نیز ذکر میکند.
به همین دلیل، پژوهشگر امروز میتواند بررسی کند که روایت از چه کسی نقل شده و آیا آن راوی قابل اعتماد بوده است یا خیر.
اگر طبری فقط نتیجهگیری شخصی خود را مینوشت، چنین امکانی وجود نداشت.
شبهه سوم: چون در کتاب روایتهای ضعیف وجود دارد، پس کل کتاب بیاعتبار است.
پاسخ:
این نتیجهگیری، از نظر منطقی و تاریخی صحیح نیست. فرض کنید در یک کتابخانه ملی، چند سند جعلی نیز وجود داشته باشد. آیا این موضوع باعث میشود کل کتابخانه بیاعتبار شود؟ قطعاً خیر.
دقیقاً همین منطق درباره تاریخ طبری نیز صادق است. اعتبار یک کتاب تاریخی، با بررسی تکتک روایتها سنجیده میشود؛ نه با تعمیم چند نمونه به کل اثر.
شبهه چهارم: چرا طبری روایتهای جعلی را حذف نکرد؟
پاسخ:
زیرا هدف او پالایش تاریخ نبود؛ بلکه حفظ آن بود.
طبری خود را موظف میدانست روایتهایی را که به دستش رسیده، با سند ثبت کند تا نسلهای بعد بتوانند درباره آنها قضاوت کنند.
اگر او بسیاری از روایتها را حذف میکرد، امروز بخش مهمی از میراث تاریخی اسلام از بین رفته بود.
شبهه پنجم: چرا درباره یک حادثه چند روایت متفاوت آورده است؟
پاسخ:
چون نمیخواست اختلاف منابع را پنهان کند. اتفاقاً این کار، نوعی امانتداری علمی محسوب میشود.
در بسیاری از آثار تاریخی جدید نیز مورخان روایتهای مختلف را کنار هم میآورند و سپس آنها را تحلیل میکنند.
طبری بخش نخست این فرآیند را انجام داده و قضاوت نهایی را به خواننده واگذار کرده است.
شبهه ششم: آیا طبری از خود چیزی به تاریخ اضافه کرده است؟
پاسخ:
هیچ پژوهش جدی تاکنون نشان نداده که طبری به صورت نظاممند داستانهایی را از خود ساخته باشد.
انتقادهایی که به کتاب وارد میشود، عمدتاً مربوط به اعتبار برخی از منابع و راویانی است که او از آنها نقل کرده، نه اینکه خود طبری خالق آن روایتها بوده باشد.
این تفاوت بسیار مهم است و معمولاً در فضای مجازی نادیده گرفته میشود.
شبهه هفتم: آیا همه مورخان به تاریخ طبری اعتماد دارند؟
پاسخ:
پژوهشگران، به «روش علمی» اعتماد دارند؛ نه به پذیرش مطلق هیچ کتابی. تاریخ طبری نیز از این قاعده مستثنا نیست.
مورخان از این اثر استفاده میکنند، اما روایتهای آن را با منابع دیگر، شواهد تاریخی، علم رجال و پژوهشهای جدید مقایسه میکنند.
این دقیقاً همان کاری است که باید با هر منبع تاریخی انجام شود.
شبهه هشتم: آیا مخالفان تاریخ طبری اصلاً کتاب را خواندهاند؟
پاسخ:
نمیتوان درباره همه افراد یک حکم کلی صادر کرد.
اما واقعیت این است که بسیاری از مطالبی که در شبکههای اجتماعی با عنوان «دروغ های تاریخ طبری» منتشر میشود، تنها نقل چند روایت جداشده از متن اصلی کتاب است؛ بدون اشاره به سند، روایتهای دیگر یا توضیحاتی که طبری در همان فصل آورده است.
به همین دلیل، مطالعه مستقیم کتاب یا دستکم مراجعه به پژوهشهای معتبر، همیشه نتیجه دقیقتری نسبت به نقلقولهای پراکنده خواهد داشت.
شبهه نهم: آیا تاریخ طبری قابل استناد است؟
پاسخ:
بله؛ اما با همان شرایطی که برای هر منبع تاریخی معتبر وجود دارد.
یعنی:
- بررسی سند روایت
- ارزیابی راویان
- مقایسه با منابع همدوره
- توجه به زمینه تاریخی
- استفاده از تحقیقات جدید
هیچ پژوهشگر حرفهای تنها به یک منبع اکتفا نمیکند؛ حتی اگر آن منبع تاریخ طبری باشد.
شبهه دهم: پس چرا هنوز بعضیها میگویند «دروغ های تاریخ طبری»؟
پاسخ:
چند دلیل میتواند در این موضوع نقش داشته باشد:
- برداشت نادرست از روش تاریخنگاری طبری
- نقل گزینشی روایتهای ضعیف
- اختلافهای مذهبی یا فکری
- جذابیت رسانهای تیترهای جنجالی
- مطالعه نکردن متن کامل کتاب
در فضای اینترنت، یک عنوان جنجالی بسیار بیشتر از یک تحلیل علمی دیده میشود. به همین دلیل، عبارت «دروغ های تاریخ طبری» بیشتر از آنکه یک نتیجه پژوهشی باشد، به یک کلیدواژه پرجستجو تبدیل شده است.
سخن پایانی
اگر این مقاله را تا اینجا مطالعه کرده باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که پرسش اصلی، این نیست که «آیا تاریخ طبری دروغ است؟»؛ بلکه پرسش درست این است که:
«چگونه باید تاریخ طبری را خواند و روایتهای آن را ارزیابی کرد؟»
یک مورخ منصف نه همه گزارشهای این کتاب را بدون بررسی میپذیرد و نه تنها به دلیل وجود چند روایت ضعیف، کل اثر را کنار میگذارد.
همین نگاه متعادل و مبتنی بر روش علمی است که باعث شده تاریخ طبری پس از بیش از هزار سال، همچنان در شمار مهمترین منابع تاریخ اسلام و ایران باقی بماند و پژوهشگران، آن را نقطه آغاز بسیاری از تحقیقات تاریخی خود بدانند.
بنابراین، اگر هدف شما شناخت حقیقت است، بهترین راه نه پذیرش کورکورانه است و نه رد کردن شتابزده؛ بلکه مطالعه کتاب، آشنایی با روش تاریخنگاری طبری و بررسی دیدگاه پژوهشگران است. تنها در این صورت میتوان درباره اعتبار هر روایت، قضاوتی منصفانه و علمی داشت.
اگر میخواهید به جای نقلقولهای پراکنده فضای مجازی، متن کامل این اثر را مطالعه کنید، میتوانید نسخه کامل کتاب تاریخ طبری را از کافه کتاب دانلود کرده و خودتان درباره محتوای آن قضاوت کنید.
دانلود متن کامل کتاب تاریخ طبری