تلمود کتابی است انحرافی که برخی از فرقههای یهود به آن باورمند هستند. این کتاب البته مورد تایید کلیمیان و یهودیان راستین نیست. در این کتاب سخن از فردی اساطیری به نام لیلیث (لیلیت) آمده است که در ادامه به کم و کیف آن خواهیم پرداخت.
Talmud is a book that some Jewish sects believing. This book, of course, is not approved by the Jews and the true Jews. This book speaks of a mythological person named Lilith, which we will discuss below.
خلاصه داستان لیلیث و حضرت آدم
در تلمود داستان لیلیت (Lilith) و حضرت آدم چنین آمده است:
«پس از آنکه خداوند حضرت آدم را خلق کرد، برای آن که او را از تنهایی درآورد، زنی به نام لیلیث را نیز همچون او از خاک آفرید و آن دو را به عقد هم درآورد. خدا دستور داد تا لیلیث از آدم فرمانبرداری کند. اما لیلیث هنگامی که متوجه شد او و آدم هر دو از خاک و برابر هستند، سرکشی نمود.
این خلع طاعت لیلیت از آدم باعث شد تا حضرت آدم شکایت پیش خدا برده و از این ناسپاسی گله نماید. خداوند به لیلیث دستور داد تا از همسرش اطاعت کند اما لیلیت گفت که آنها هر دو از یک عنصر همسان هستند و دلیلی بر برتری آدم نمیبیند که از وی اطاعت نماید.
در این میان ابلیس که از آدم کینه داشت (ابلیس به دلیل سجده نکردن در مقابل آدم -به دلیل آنکه خود از آتش و آدم از خاک بود و خود را برتر از وی میدید- از درگاه خدا طرد شده بود) مخفیانه به پیش لیلیث رفت و او را تحریک به فرار کرد و لیلیت که شخصیتی متزلزل داشت، با او همراه شد.
لیلیث روزی از روزها بهشت را ترک گفت و به دریای سرخ که محل زندگی ابلیس و اهریمنان بود کوچ کرد. او که ابلیس را از آتش و برتر از خود میدید، خود را به وی تتسلیم کرد. از رابطه نامشروع لیلیث و ابلیس روزی صد کودک نامشروع زاده شدند که بچهشیطان و خونآشام بودند.»

آدم و حوا
بعد از فرار لیلیت از بهشت، خداوند برای آدم جفتی دیگر آفرید و او حوا بود. اما اینبار برای آنکه همسر آدم از وی خلع طاعت ننماید، او را نه مستقیم از خاک، که از دنده چپ آدم آفرید. لذا حوا متکی به آدم و خود را تمام و کمال در اختیار او مینهاد و فرامینش را اجرا میکرد. (این موضوع در قرآن به گونه دیگری آمده است. قرآن میگوید که خداوند، حوا را نیز همچون آدم از خاک آفرید.)
آنها در بهشت روزگار خوشی را سپری میکردند. اما هنگامی که خبر ازدواج مجدد آدم به گوش لیلیث رسید، دچار حسادت شد. او خود را به شکل مار درآورد و وارد بهشت شد و حوا را فریب داد تا از میوه ممنوعه تناول نماید و بدینگونه آنها از بهشت اخراج و به زمین تبعید شدند.
باقی داستان پس از تبعید آدم و حوا به زمین و بهدنیا آمدن هابیل و قابیل و… همان است که در قرآن و تورات آمده است. برای خواندن آن میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید:
Adam and Eve
After Lilith escaped from Paradise, God created another pair for Adam, and he was Eve. But this time, in order for Adam’s wife not to dismiss him, he created him not directly from the soil, but from the left ribs of Adam. So Eve relying on Adam and he would fulfill him and execute his commands. (This is the case in the Qur’an.
They spent a good time in Paradise. But when the news of Adam’s re -marriage reached Lilith, he became jealous. He brought himself into a snake and entered Paradise and deceived Eve from the forbidden fruit, thus expelled from Paradise and deported to earth.
سرنوشت آدم و حوا و لیلیث پس از تبعید به نقل از تلمود
آدم و لیلیث و حوا نامیرا و حاودان خلق شده بودند. اما در این میان، آدم و حوا به دلیل تناول کردن میوه ممنوعه فانی شدند. ولیکن لیلیث که از آن میوه نخورده بود، جاودان و نامیرا ماند. او به زندگی با ابلیس ادامه داد و هر روز فرزندانی از جنس شیطان میزایید.
باری، خدا برای متوقف کردن لیلیت، سه فرشته را مامور کرد تا هر روز یکی از بچهشیطانها را بکشند. لیلیث نیز که کاملا با ابلیس درآمیخته و قلبش سیاه شده بود، برای انتقام، به زمین آمد و از نسل آدمیزاد، هر روز یک کودک تازه متولد شده را به قتل میرساند.
این خلاصه داستان لیلیث (لیلیت) در تلمود است. اما برای این که بتوانیم این ماجرا نقد کنیم، ابتدا باید با تلمود آشنا شویم.
کتاب تلمود
به طور خلاصه کتاب تلمود را تورات شفاهی مینامند. این کتاب در اصل در باب فقه یهودیت است و در طی ادوار مختلف توسط خاخامهای یهودی نوشته شده است. از همین روی پیروان راستین یهود، آن را کتابی انحرافی و تحریف شده میدانند.
اما برخی از فرقههای منحرف در این آیین به شدت به کتاب تلمود باورمند هستند و حتی آن را همسنگ تورات (عهد عتیق) قلمداد مینمایند. در این کتاب مطالب نامعقول بیشماری گردآمده است که تماما بیارزش و انحرافی هستند.
Talmud Book
In short, the Talmud book is called the oral Torah. This book is originally about Judaism jurisprudence and has been written by Jewish rabbis during various periods. Therefore, the true Jewish followers are considered a deviant and distorted book.
But some of the deviant sects in this ritual are strongly believed in the book of the Talmud, and even regard it as the Torah (the Old Testament). In this book, there are numerous unreasonable materials that are all worthless and deviant.
بررسی صحت و سقم داستان لیلیت در تلمود
وقتی منبع یک روایت نامعبر است، لاجرم آن روایت نیز نامعتبر خواهد بود. تلمود نه نوشته حضرت موسی (ع) است و نه نوشته نزدیکان او. این کتاب قرنها پس از موسی و توسط روحانیون و خاخامهای افراطی و تندرور یهودیت نوشته شد.
بنابراین نه تلمود و نه داستانهای درون آن نمیتواند حقیقت داشته باشد. داستان لیلیث نیز به تبع ان، داستانی نامعتبر است و بیشتر حاصل داستانسازی انحرافی خاخامهای یهودی است.
ضمن آن که در کتاب مقدس ما مسلمانان قرآن مجید نیز داستن آدم و حوا منطبق با روایت تورات آمده است و هیچ سخنی از لیلیث به میان نیامده. لذا با اطمینان میتوان گفت که اسطوره لیلیث و مسائل مربوط به آن، اسطورهای جعلی و ساختگی است.
با این اوصاف، لیلیث کیست؟
لیلیث یک شخصیت ساختگی حاصل ذهن نویسندگان فقه یهودی در کتابی موسوم به تلمود است. اما سوالی که پیش میآید این است که آیا ریشه این داستان توسط خاخامها نوشته شده یا داستان آن قدیمیتر بوده و فیالواقع خاخامها آن را از فرهنگی دیگر اقتباس کرده و رنگ و بوی یهودی دادهاند؟
حقیقت آن است که لیلیت یک اسطوره قدیمی در بینالنهرین (میانرودان) است. در سومر باستان، لیلیث نام ایزدبانوی طوفان بود که با خود مرگ و بیماری میآورد و در اساطیر بابلی از او به عنوان موجودی فاحشه نام رفته است.
این اسطوره به مرور در میان دیگر ملل نیز رسوخ کرد. مثلا در اساطیر آسیای میانه با نام “آل نهنه سی” از آن یاد شد که زنی بلند اندام است و نوزادان تازه متولد شده را میدزدد! حتی پس از خزش ترکان به فلات ایران، این داستان در میان ایرانیان نیز رواج پیدا کرد که نوزاد اگر تنها بماند توسط “آل” خفه خواهد شد!
بنابراین ریشه این ماجرا به یک داستان سومری بازمیگردد و یهودیان نیز در سالهای اسارت در بابل احتمالا این داستان را شنیده و بعدها پس از بازگشت به اورشلیم آن را با خود برده، رنگ و بوی یهودی داده و در کتاب تلمود ثبت کردهاند.

سخن پایانی
همانگونه که گفته شد، روایت لیلیث و آدم یک داستان جعلی است که توسط یهودیان از اسطورههای میانرودان که ریشه در سومر باستان دارد اقتباس شد. سپس این داستان توسط خاخامهای یهودی مورد تایید قرار گرفت و با دادن رنگ و بوی یهودی به آن، در کتابی انحرافی موسوم به تلمود ثبت گردید.
بنابراین ماجرای آفرینش همان است که در تورات و انجیل و قرآن بدان اذعان شده و خداوند تنها آدم و حوا را خلق کرد و داستان لیلیت هرگز مورد باور یهودیان و مسیحیان و مسلمانان (ادیان ابراهیمی) نیست.
لیلیث کیست؟ بررسی افسانه لیلیث در اساطیر، ادیان و تاریخ
در سالهای اخیر نام «لیلیث» بیش از هر زمان دیگری در کتابها، فیلمهای سینمایی، سریالها، بازیهای ویدئویی و شبکههای اجتماعی دیده میشود. برخی او را نخستین همسر حضرت آدم میدانند، بعضی او را الهه تاریکی معرفی میکنند و گروهی نیز از او به عنوان نمادی از استقلال زن یاد میکنند. همین روایتهای گوناگون باعث شده است که بسیاری از افراد نتوانند مرز میان واقعیت تاریخی، متون دینی و افسانههای کهن را تشخیص دهند.
حقیقت آن است که شخصیت لیلیث، بیش از آنکه ریشه در متون اصلی ادیان ابراهیمی داشته باشد، محصول ترکیب اساطیر باستانی، باورهای عامیانه و روایتهای متأخر است. به همین دلیل، هنگام مطالعه درباره او باید میان منابع معتبر دینی و داستانهایی که طی قرنها شکل گرفتهاند تفاوت قائل شد.
در این مقاله تلاش میکنیم بدون پیشداوری، تاریخچه لیلیث، جایگاه او در اساطیر، دیدگاه ادیان ابراهیمی و علت شهرت فراوان این شخصیت در دنیای امروز را بررسی کنیم.
لیلیث در متون دینی چه جایگاهی دارد؟
اگر تنها به کتابهای مقدس اسلام، یهودیت و مسیحیت مراجعه کنیم، داستان آفرینش انسان بسیار روشن است. در این منابع، خداوند ابتدا حضرت آدم (ع) را میآفریند و سپس همسری برای او قرار میدهد تا زندگی بشر آغاز شود. محور اصلی روایت نیز وسوسه شیطان، خوردن میوه ممنوعه و خروج انسان از بهشت است.
نکته مهم اینجاست که در هیچیک از این سه کتاب مقدس، داستان مفصلی درباره زنی به نام لیلیث به عنوان همسر نخست حضرت آدم وجود ندارد. همین موضوع باعث شده است بسیاری از پژوهشگران، داستان لیلیث را جزئی از سنتهای اسطورهای بدانند، نه بخشی از آموزههای اصیل ادیان ابراهیمی.
البته در برخی نوشتههای یهودی متأخر و مجموعههایی مانند تلمود و نوشتههای عرفانی بعدی، روایتهایی درباره این شخصیت نقل شده است؛ روایتهایی که در طول زمان گسترش یافته و جزئیات فراوانی به آن افزوده شده است.
روایت مشهور درباره لیلیث
معروفترین داستان درباره لیلیث چنین بیان میکند که او پیش از حوا و همزمان با حضرت آدم از خاک آفریده شد. چون هر دو منشأ یکسانی داشتند، لیلیث خود را با آدم برابر میدانست و حاضر نبود فرمانبردار او باشد.
اختلاف میان آن دو روزبهروز بیشتر شد تا سرانجام لیلیث بهشت را ترک کرد. در ادامه افسانه آمده است که او با نیروهای اهریمنی همراه شد و به شخصیتی تبدیل گردید که بعدها در بسیاری از افسانهها نماد تاریکی، وسوسه و نافرمانی شناخته شد.
پس از خروج لیلیث، خداوند همسر دیگری برای آدم آفرید که همان حوا بود و از آن پس نسل بشر از آدم و حوا ادامه یافت.
این روایت اگرچه شهرت فراوانی پیدا کرده، اما پژوهشگران تاریخ ادیان معتقدند که در طول قرنها بارها دچار تغییر شده و هر نسل، بخشهایی تازه به آن افزوده است.
ریشه واقعی افسانه لیلیث
یکی از نکات جالب درباره لیلیث این است که احتمالاً ریشه او حتی از تلمود نیز قدیمیتر است.
در تمدنهای باستانی میانرودان مانند سومر، اکد، آشور و بابل، موجوداتی با نامهایی نزدیک به لیلیث وجود داشتند که با شب، بیماری، مرگ، طوفان و ارواح پلید ارتباط داشتند. این موجودات معمولاً زنانی فراطبیعی توصیف میشدند که در تاریکی شب ظاهر میشدند و برای انسانها بدی به همراه میآوردند.
با گذشت زمان و ارتباط فرهنگی ملتها، این افسانهها وارد روایتهای جدید شدند و شخصیت لیلیث نیز به تدریج دگرگون شد. به همین دلیل، تصویر امروزی لیلیث در واقع ترکیبی از اساطیر بابلی، باورهای عامیانه و روایتهای متأخر مذهبی است، نه شخصیتی که مستقیماً از متون مقدس سرچشمه گرفته باشد.
چرا لیلیث اینقدر مشهور شد؟
اگر چند دهه قبل نام لیلیث تنها در کتابهای اسطورهشناسی دیده میشد، امروزه این شخصیت به یکی از شناختهشدهترین چهرههای افسانهای جهان تبدیل شده است.
علت این محبوبیت را باید در فرهنگ عامه جستوجو کرد. نویسندگان رمانهای فانتزی، فیلمنامهنویسان هالیوود، سازندگان بازیهای رایانهای و حتی کمیکبوکها، بارها از شخصیت لیلیث استفاده کردهاند. هر کدام نیز تصویری متفاوت از او ارائه دادهاند؛ گاهی یک الهه، گاهی یک جادوگر، گاهی ملکه شیاطین و گاهی زنی که علیه قوانین سنتی قیام کرده است. همین بازآفرینیهای هنری باعث شده بسیاری از مردم تصور کنند که تمام این ویژگیها ریشه دینی دارند، در حالی که بخش بزرگی از آنها ساخته تخیل نویسندگان معاصر است.
لیلیث در تلمود چگونه توصیف میشود؟
بخش عمده شهرت لیلیث به روایتهایی بازمیگردد که در برخی متون یهودی متأخر، بهویژه تلمود و نوشتههای عرفانی پس از آن دیده میشود. البته باید توجه داشت که تلمود با تورات تفاوت دارد. تورات کتاب مقدس دین یهود است، اما تلمود مجموعهای از تفسیرها، گفتارها و دیدگاههای خاخامهاست که در دورههای مختلف گردآوری شده و همه یهودیان نیز اعتبار یکسانی برای آن قائل نیستند.
در روایت مشهور تلمودی، لیلیث پس از ترک آدم، به سرزمینی دوردست میرود و با نیروهای شر پیوند برقرار میکند. در ادامه، او به موجودی فراانسانی تبدیل میشود که نقش مهمی در داستانهای مربوط به شیاطین، ارواح و موجودات اهریمنی دارد. حتی در برخی نسخهها آمده است که او با ابلیس یا موجودات شیطانی همراه میشود و نسل موجوداتی شیطانی از او پدید میآید.
این روایتها در طول قرنها بارها تغییر کردهاند و نسخههای مختلف آن تفاوتهای فراوانی با یکدیگر دارند. همین اختلافها نشان میدهد که با یک روایت تاریخی ثابت روبهرو نیستیم، بلکه با مجموعهای از داستانهای شفاهی و افسانهای سروکار داریم که در دورههای گوناگون دچار تغییر شدهاند.
آیا اسلام داستان لیلیث را میپذیرد؟
در منابع اسلامی پاسخ این پرسش روشن است.
در قرآن کریم هیچ اشارهای به وجود شخصیتی به نام لیلیث نشده است. همچنین در احادیث معتبر اسلامی نیز داستانی مبنی بر اینکه حضرت آدم پیش از حوا همسر دیگری داشته باشد، دیده نمیشود.
بر همین اساس، بیشتر اندیشمندان مسلمان، روایت لیلیث را از جمله اسرائیلیات میدانند؛ یعنی داستانهایی که در طول تاریخ از برخی منابع یهودی وارد نقلهای تاریخی شدهاند اما پشتوانهای در قرآن و سنت معتبر ندارند.
به همین دلیل، در مطالعات اسلامی معمولاً توصیه میشود که چنین روایتهایی به عنوان بخشی از تاریخ ادیان یا اسطورهشناسی بررسی شوند، نه به عنوان واقعیتهای دینی.
دیدگاه مسیحیت درباره لیلیث
در مسیحیت نیز وضعیت تقریباً مشابه است. کتاب مقدس مسیحیان، که شامل عهد عتیق و عهد جدید است، روایت شناختهشده آفرینش آدم و حوا را نقل میکند و داستان مستقلی درباره نخستین همسر آدم ارائه نمیدهد.
اگرچه برخی نویسندگان مسیحی در قرون وسطی درباره لیلیث مطالبی نوشتهاند، اما این نوشتهها بخشی از آموزههای رسمی کلیسا محسوب نمیشوند. در نتیجه، بیشتر شاخههای مسیحیت نیز این شخصیت را جزئی از سنتهای افسانهای میدانند، نه یکی از شخصیتهای اصلی کتاب مقدس.
آیا همه یهودیان به لیلیث اعتقاد دارند؟
خیر.
یکی از برداشتهای اشتباه رایج این است که همه یهودیان داستان لیلیث را قبول دارند، در حالی که واقعیت چنین نیست.
یهودیت مانند بسیاری از ادیان بزرگ، شاخهها و گرایشهای مختلفی دارد. بسیاری از یهودیان تنها تورات را مرجع اصلی اعتقادات خود میدانند و روایتهای مربوط به لیلیث را بخشی از ادبیات دینی متأخر یا افسانههای عامیانه تلقی میکنند.
در مقابل، برخی مکاتب عرفانی یهود، بهویژه در قرون وسطی، شخصیت لیلیث را گسترش دادند و ویژگیهای فراوانی به او نسبت دادند. بسیاری از تصویرهایی که امروز از لیلیث وجود دارد، در واقع محصول همین دورههاست.
لیلیث در اساطیر بینالنهرین
پژوهشگران تاریخ باستان معتقدند که سرچشمه اصلی شخصیت لیلیث را باید هزاران سال پیش از شکلگیری ادیان ابراهیمی جستوجو کرد.
در تمدنهای سومر، بابل، آشور و اکد، موجوداتی افسانهای با نامهایی مشابه «لیل»، «لیلیتو» یا «لیلیتو» وجود داشتند. این موجودات معمولاً با شب، باد، بیماری، مرگ یا ارواح سرگردان ارتباط داده میشدند.
در برخی افسانههای بابلی، این موجودات زنانی توصیف شدهاند که شبها ظاهر میشوند و برای انسانها بدشانسی یا بیماری به همراه میآورند. بعدها این باورها به فرهنگهای دیگر نیز راه یافت و در هر منطقه، شکل تازهای پیدا کرد.
به همین دلیل، بسیاری از مورخان معتقدند که شخصیت لیلیث در اصل یک اسطوره باستانی بوده که بعدها وارد برخی روایتهای مذهبی شده است، نه شخصیتی که ابتدا در متون دینی پدید آمده باشد.
لیلیث در ادبیات و فرهنگ معاصر
در قرن بیستم و بیستویکم، لیلیث زندگی تازهای پیدا کرد.
او از صفحات کتابهای اسطورهشناسی خارج شد و وارد دنیای رمان، سینما، موسیقی، کمیک، انیمیشن و بازیهای رایانهای شد. بسیاری از نویسندگان معاصر، لیلیث را شخصیتی پیچیده و چندبعدی ترسیم کردند؛ شخصیتی که گاهی نماد آزادی، گاهی نماد قدرت زنانه و گاهی نماد تاریکی و انتقام است.
همین بازآفرینیهای هنری باعث شده است که چهره امروزی لیلیث با روایتهای کهن تفاوت زیادی پیدا کند. در بسیاری از آثار مدرن، او دیگر یک شخصیت صرفاً اهریمنی نیست، بلکه به قهرمانی تراژیک یا شخصیتی خاکستری تبدیل شده که مخاطب میتواند با او همدلی کند.
در نتیجه، وقتی امروزه نام لیلیث را میشنویم، باید توجه داشته باشیم که ممکن است منظور گوینده، شخصیت اسطورهای باستان، روایت تلمودی، یا نسخه مدرن هالیوودی این شخصیت باشد؛ سه تصویری که تفاوتهای بنیادینی با یکدیگر دارند.
چرا افسانه لیلیث تا امروز زنده مانده است؟
یکی از پرسشهای جالب این است که اگر داستان لیلیث از نگاه بسیاری از پژوهشگران و ادیان ابراهیمی معتبر نیست، چرا پس از هزاران سال همچنان درباره آن صحبت میشود؟
پاسخ را باید در ماهیت اسطورهها جستوجو کرد. اسطورهها برخلاف رویدادهای تاریخی، تنها برای روایت یک اتفاق ساخته نمیشوند؛ آنها تلاش میکنند مفاهیمی مانند ترس، قدرت، نافرمانی، آزادی، مرگ یا ناشناختهها را در قالب شخصیتهایی نمادین به تصویر بکشند. لیلیث نیز به مرور زمان از یک شخصیت افسانهای به نمادی فرهنگی تبدیل شد و هر دوره، برداشت تازهای از او ارائه داد.
در دوران باستان، او نماد خطرهای شبانه و نیروهای ناشناخته بود. در قرون وسطی، چهرهای شیطانی پیدا کرد و در ادبیات مدرن، گاهی به عنوان شخصیتی مستقل، مرموز و حتی تراژیک معرفی شد. همین قابلیت تغییرپذیری باعث شده است که لیلیث همچنان در آثار هنری و ادبی حضور داشته باشد.
تفاوت میان اسطوره و باور دینی
یکی از مهمترین نکاتی که هنگام مطالعه درباره لیلیث باید به آن توجه کرد، تفاوت میان اسطوره و آموزه دینی است.
یک روایت ممکن است از نظر ادبی بسیار جذاب باشد، اما این جذابیت به معنای تاریخی یا دینی بودن آن نیست. بسیاری از شخصیتهای مشهور اساطیر جهان، از جمله موجودات افسانهای یونان، مصر یا بینالنهرین، قرنها در فرهنگ ملتها حضور داشتهاند، اما هیچکس آنها را بخشی از تاریخ مستند نمیداند.
داستان لیلیث نیز در چنین جایگاهی قرار میگیرد. این افسانه ارزش مطالعه از دیدگاه تاریخ، مردمشناسی و اسطورهشناسی را دارد، اما نباید آن را با روایتهای موجود در کتابهای مقدس یکی دانست. پژوهشگر هنگام بررسی چنین موضوعاتی، همواره میان منابع اولیه و روایتهای متأخر تفاوت قائل میشود.
لیلیث در فرهنگ عامه امروز
امروزه اگر نام لیلیث را در اینترنت جستوجو کنید، با هزاران نتیجه روبهرو خواهید شد؛ از فیلمهای سینمایی و سریالها گرفته تا بازیهای ویدئویی، موسیقی، رمان و حتی آثار هنری.
در بسیاری از این آثار، شخصیت لیلیث دیگر شباهت چندانی به روایتهای کهن ندارد. نویسندگان برای جذابتر شدن داستان، ویژگیهای تازهای به او اضافه کردهاند. گاهی او ملکه شیاطین است، گاهی جادوگری قدرتمند، گاهی الههای باستانی و گاهی شخصیتی که علیه نظم موجود شورش میکند.
به همین دلیل، بسیاری از تصاویری که امروزه درباره لیلیث در ذهن مخاطبان وجود دارد، محصول ادبیات و سینمای معاصر است، نه نتیجه مطالعه منابع تاریخی یا دینی.
آیا میتوان داستان لیلیث را یک حقیقت تاریخی دانست؟
از دیدگاه تاریخپژوهی، پاسخ منفی است.
هیچ سند تاریخی مستقل و معتبری وجود ندارد که ثابت کند شخصیتی به نام لیلیث واقعاً نخستین همسر حضرت آدم بوده است. قدیمیترین روایتهای مربوط به او نیز قرنها پس از شکلگیری داستان آفرینش در ادیان ابراهیمی ثبت شدهاند و خود این روایتها نیز در نسخههای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند.
از سوی دیگر، بررسی تطبیقی اساطیر نشان میدهد که بسیاری از ویژگیهای لیلیث شباهت فراوانی با الههها و ارواح مؤنث در تمدنهای سومری، بابلی و آشوری دارد. همین شباهتها باعث شده است بیشتر پژوهشگران منشأ این شخصیت را در اساطیر باستانی جستوجو کنند.
بنابراین، از منظر علمی نمیتوان لیلیث را شخصیتی تاریخی دانست، بلکه باید او را بخشی از میراث اسطورهای خاورمیانه به شمار آورد.
جمعبندی
لیلیث یکی از مشهورترین شخصیتهای افسانهای جهان است که نام او طی قرنها در روایتهای مختلف دگرگون شده است. برخی او را نخستین همسر حضرت آدم معرفی کردهاند، برخی او را موجودی اهریمنی دانستهاند و برخی دیگر، بهویژه در آثار معاصر، تصویری کاملاً متفاوت از او ارائه دادهاند.
با این حال، بررسی منابع معتبر نشان میدهد که داستان لیلیث در کتابهای اصلی ادیان ابراهیمی جایگاهی ندارد. قرآن کریم، تورات و انجیل، روایت آفرینش انسان را بر پایه حضرت آدم و حوا بیان میکنند و از شخصیتی با این ویژگیها سخن نمیگویند. آنچه امروزه با نام «افسانه لیلیث» شناخته میشود، بیشتر حاصل تلفیق اساطیر باستانی، روایتهای متأخر و ادبیات عامه است.
از همین رو، اگر هدف شناخت تاریخ ادیان باشد، باید میان متن مقدس، روایت تاریخی و افسانه تفاوت قائل شد. اما اگر هدف مطالعه فرهنگ و اسطورههای جهان باشد، لیلیث بدون تردید یکی از جذابترین و تأثیرگذارترین شخصیتهایی است که طی هزاران سال در ذهن انسانها باقی مانده و همچنان الهامبخش نویسندگان، هنرمندان و پژوهشگران در سراسر جهان است.
داستان من واقعی است