آنچه که پیرامون میلاد عیسی مسیح از مَتّی و لوقا نقل شدهاست در انجیل برجستهتر است، نوشتههای نخستین پیرامون مسیحیت چندین روز را برای تولد مسیح ذکر کردهاند. نخستین جشن ثبت شده برای کریسمس در رم در سال ۳۳۶ صورت گرفت در رویکرد جنجالی مسیحیت آریانیسم در سدهٔ چهارم، کریسمس نقش مهمی دارد.
در آغاز قرون وسطی، خاجشویان بر کریسمس سایه انداخت. این جشن با تاجگذاری کارل بزرگ در روز کریسمس در حدود سال ۸۰۰ کاملاً فراگیر شد. اما از آنجایی که مراسم با شرابخواری فراوان و دیگر رفتارهای ناشایست همراه شد، پارسایان در سدهٔ ۱۷ میلادی کریسمس را ممنوع اعلام کردند.
این جشن در سال ۱۶۶۰ به عنوان یک تعطیلی رسمی باقی ماند اما با چشم بد و مایهٔ بیآبرویی به آن نگاه شد. در آغاز سدهٔ ۱۹ میلادی، با پیدایش جنبش آکسفورد در کلیسای انگلیس، کریسمس دوباره رونق گرفت. چارلز دیکنز و دیگر نویسندگان با تأکید بر اینکه کریسمس یک جشن خانوادگی، مذهبی و وسیلهای برای دادن هدیه است جلوهٔ اجتماعی تازهای به آن بخشیدند و باعث فراموشی گذشتهٔ آن شدند.

کریسمس یکی از شناختهشدهترین جشنهای جهان است که تاریخچهای طولانی و پیچیده دارد و ریشههای آن به ترکیبی از آیینهای مسیحی و سنتهای کهن اروپایی بازمیگردد. گرچه امروز کریسمس بهعنوان سالروز تولد عیسی مسیح شناخته میشود، در متون تاریخی دقیقاً مشخص نیست که این تولد در چه تاریخی رخ داده است. در سدههای آغازین مسیحیت، مسیحیان بیشتر بر جشن «عید پاک» متمرکز بودند و بزرگداشت تولد مسیح جایگاه مهمی نداشت. اما در قرن چهارم میلادی، کلیسای غربی تاریخ ۲۵ دسامبر را بهعنوان روز میلاد مسیح تعیین کرد. انتخاب این تاریخ بیارتباط با جشنهای رومی نبود؛ زیرا در همین زمان، رومیان جشنهای «ساتورنالیا» و «تولد خورشید شکستناپذیر» را برگزار میکردند. کلیسا با قرار دادن کریسمس در این روز، تلاش کرد جشنهای مردمی را با مفاهیم مسیحی هماهنگ سازد و بهتدریج این روز رنگ و بوی مذهبی گرفت.
با گذشت زمان، کریسمس در فرهنگهای مختلف شکلهای متفاوتی به خود گرفت. در اروپای شمالی، آیینهای باستانی مربوط به انقلاب زمستانی—مانند روشن کردن شمع، تزئین درختان همیشهسبز و جشنهای خانوادگی—بهتدریج در جشن کریسمس ادغام شد و سنتهایی چون درخت کریسمس پدید آمد. این سنتها در سدهٔ نوزدهم میلادی، بهویژه تحت تأثیر دربار ملکه ویکتوریا در بریتانیا، تثبیت و جهانی شدند. در همین دوران، شخصیت «سنت نیکولا» که اسقف خیرخواه سدهٔ چهارم بود، در فرهنگ اروپایی و سپس آمریکایی به «سانتا کلاوس» تبدیل شد؛ شخصیتی نمادین که هدیه دادن به کودکان را بهعنوان یکی از ارکان کریسمس رواج داد.
ورود کریسمس به قارهٔ آمریکا و گسترش رسانههای مدرن سبب شد بسیاری از آیینها و نمادهای این جشن جهانیتر شوند. از نیمهٔ قرن بیستم، کریسمس علاوه بر معنای مذهبی، به یک رخداد فرهنگی و اجتماعی بزرگ تبدیل شد که مفاهیمی چون صلح، خیرخواهی، دورهمی خانوادگی و تبادل هدیه در مرکز آن قرار دارد. امروزه کریسمس در سراسر جهان، حتی در کشورهایی که اکثریت جمعیت آنها مسیحی نیست، بهعنوان جشنی فرهنگی شناخته میشود. این گستردگی نشان میدهد که کریسمس چگونه از یک مناسبت مذهبی آغاز شد و به تدریج با آداب و سنتهای گوناگون آمیخته و به یکی از ماندگارترین جشنهای جهانی تبدیل شد.