کتاب دانش و قدرت | میشل فوکو

کتاب “دانش و قدرت” اثری به قلم میشل فوکو نویسنده و فیلسوف فرانسوی می‌باشد. فهم مدرنیته بدون شناخت از فلسفه سیاسی مدرن ممکن نیست. مدرنیست‌ها برخلاف اسلاف خود به دنبال این پرسش نیستند که: «بهترین رژیم سیاسی کدام است؟» بلکه آن‌ها بیشتر به دنبال عقلانیت در سیاست هستند. عقلانیتی که بتواند ساختار سیاسی قدرت را به بهترین وجه حفظ نماید.

ناقدان اندیشه‌های فیلسوف مدرنیست، میشل فوکو، بر مبنای ساختارگرایی است. هرچند که او خود این مهم را رد می‌کرد و در مصاحبه‌ها و نوشته‌هایش به انکار این نظریات درمورد خود پرداخته بود. فوکو را چه ساختارگرا بدانیم یا ندانیم، نکته مهم این است که شناخت اندیشه‌ها و افکار او بسیار سخت و دشوار است. نقدهای او در باب مدرنیته، اومانیسم و مرگ انسان، او را در شمار چالش‌برانگیزترین اندیشمندان نیمه‌دوم قرن بیستم قرار داده است.

میشل فوکو در اکتبر 1926 میلادی در شهر پواتیه دیده به جهان گشود. او در دو رشته روانشناسی و فلسفه تحصیل کرد و به زودی به یکی از بزرگ‌ترین متفکران و اندیمشندان قرن بیستم تبدیل شد. 

معرفی کتاب «دانش و قدرت» | میشل فوکو

«دانش و قدرت» از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌هایی است که برای ورود جدی به اندیشه میشل فوکو خوانده می‌شود؛ نه به این معنا که ساده‌ترین متن اوست، بلکه چون هسته‌ی پروژه فکری‌اش را روشن و فشرده نشان می‌دهد: این‌که «دانش» هرگز بیرون از مناسبات «قدرت» تولید نمی‌شود و «قدرت» نیز بدون تولید و سامان‌دهی دانش کار نمی‌کند. فوکو در این کتاب (که در اصل مجموعه‌ای از گفت‌وگوها و نوشته‌های منتخب از دهه ۱۹۷۰ است) به‌جای ارائه یک نظریه کلان و یکپارچه، با مثال‌ها، جدل‌ها و تحلیل‌های تاریخی نشان می‌دهد چگونه در جوامع مدرن، حقیقت نه صرفاً کشف می‌شود و نه فقط دروغِ تحمیل‌شده است؛ بلکه در شبکه‌ای از نهادها، روش‌ها، طبقه‌بندی‌ها و سازوکارهای انضباطی ساخته، تثبیت و توزیع می‌شود.

«دانش» نزد فوکو: حقیقت به‌مثابه محصول یک میدان

یکی از سوءبرداشت‌های رایج این است که فوکو را نسبی‌گرا یا منکر حقیقت بدانند. آنچه او پی می‌گیرد، انکار حقیقت نیست؛ پرسش از «شرایط امکانِ حقیقت» در یک دوره تاریخی است. فوکو می‌پرسد: چه چیزهایی اجازه پیدا می‌کنند «دانش معتبر» شمرده شوند؟ چه کسانی مجازند سخن بگویند؟ کدام نهادها (دانشگاه، پزشکی، روان‌پزشکی، دادگاه، زندان، رسانه) سخن را تصدیق یا طرد می‌کنند؟ و چه تکنیک‌هایی—از آزمون و پرونده و آمار گرفته تا تشخیص و طبقه‌بندی—به یک گزاره «اعتبار علمی» می‌بخشند؟

در «دانش و قدرت»، این ایده به شکل پیوسته تکرار می‌شود که دانش خنثی نیست. حتی وقتی دانش ادعای بی‌طرفی می‌کند، در عمل با صورت‌بندی‌های نهادی و سیاسی گره می‌خورد: دانش، جهان را «قابل مدیریت» می‌کند؛ افراد را به «مورد» تبدیل می‌کند؛ و از طریق نام‌گذاری، اندازه‌گیری و نرمال‌سازی، امکان مداخله را فراهم می‌آورد. این‌جا منظور از قدرت فقط دولت، پلیس یا قانون نیست؛ بلکه شبکه‌ای از روابط است که از بالا به پایین و از پایین به بالا جریان دارد و در زندگی روزمره، در مدرسه، بیمارستان، خانواده و محیط کار نیز عمل می‌کند.

قدرت در روایت فوکو: نه مالکیت، بلکه رابطه و سازوکار

فوکو قدرت را چیزی شبیه «دارایی» نمی‌فهمد که یک گروه داشته باشد و گروهی دیگر نداشته باشد. قدرت از نظر او رابطه‌ای است که در میدان‌های مختلف اجتماعی جاری است و از مسیر قواعد، هنجارها، انضباط‌ها و «رویه‌ها» اعمال می‌شود. همین‌جا یکی از نکات کلیدی کتاب آشکار می‌شود: قدرت صرفاً سرکوبگر نیست؛ «تولیدکننده» هم هست. قدرت، سوژه می‌سازد؛ هویت می‌سازد؛ خواست‌ها و ترس‌ها را سازمان می‌دهد؛ و حتی زبانِ اعتراض را شکل می‌دهد. به همین دلیل، نقد فوکویی معمولاً به جای تمرکز صرف بر «چه کسی فرمان داد؟»، می‌پرسد «چه سازوکاری امکان فرمان‌دادن را طبیعی و بدیهی کرد؟».

در این چارچوب است که فوکو از مفاهیمی مثل «گفتمان» (discourse) و «رژیم حقیقت» سخن می‌گوید. گفتمان صرفاً گفتار یا متن نیست؛ مجموعه‌ای از قواعد نانوشته است که تعیین می‌کند در یک حوزه چه چیز قابل گفتن است، چه چیز قابل دیدن است، و چه چیزی اصلاً مسئله به شمار می‌آید. «رژیم حقیقت» نیز یعنی شبکه‌ای از نهادها و روش‌ها که تولید و تأیید حقیقت را سازمان می‌دهد: چه نوع شواهدی معتبر است؟ چه کسی صلاحیت دارد؟ چه چیزی «علمی» یا «غیرعلمی» خوانده می‌شود؟

روش فوکو: باستان‌شناسی و تبارشناسی، به‌جای روایت پیشرفت خطی

«دانش و قدرت» از حیث روش‌شناسی نیز معرفی خوبی از فوکو ارائه می‌کند. او به روایت‌های ساده‌ی پیشرفت—این‌که جامعه از جهل به سوی روشنگری حرکت کرده—بدگمان است. به‌جایش از دو رویکرد نزدیک به هم استفاده می‌کند: باستان‌شناسیِ دانش (ردیابی قواعد شکل‌گیری گزاره‌ها در یک دوره) و تبارشناسی (genealogy) که با الهام از نیچه، به ریشه‌های تاریخیِ ناهموار، تصادفی و منازعه‌خیزِ نهادها و ارزش‌ها نگاه می‌کند. در تبارشناسی، تاریخ بیشتر میدان نبرد است تا خط سیر عقلانی.

بنابراین، «دانش و قدرت» هم‌زمان یک کتاب نظری و یک کتاب «میدانی» است: فوکو مدام به نهادها و رویه‌های ملموس اشاره می‌کند—از زندان و دستگاه قضایی تا پزشکی و روان‌پزشکی—تا نشان دهد قدرت چگونه در جزئیات عمل می‌کند؛ چگونه بدن‌ها را تربیت می‌کند، رفتارها را قابل پیش‌بینی می‌سازد و انحراف را تعریف می‌کند.

چرا این کتاب مهم است؟

اهمیت «دانش و قدرت» در این است که ابزار خواندنِ جهان معاصر را پیشنهاد می‌دهد. در روزگاری که داده، تخصص، ارزیابی، رتبه‌بندی و نظارت به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی تبدیل شده، فوکو به ما یاد می‌دهد از خود بپرسیم: این دانش‌ها چه نوع انسانی را مفروض می‌گیرند؟ چه نوع زندگی‌ای را «نرمال» تعریف می‌کنند؟ چه نوع رفتارهایی را «مسئله» می‌سازند؟ و چه کسانی از این تعریف‌ها سود می‌برند؟

خواننده با این کتاب یاد می‌گیرد به جای جدل‌های دوقطبیِ ساده—آزادی/استبداد، علم/ایدئولوژی—به سازوکارهای میانی نگاه کند: استانداردها، فرم‌ها، پرونده‌ها، کمیته‌ها، آزمون‌ها، دستورالعمل‌ها و زبان تخصصی. فوکو نشان می‌دهد که گاهی بزرگ‌ترین اعمال قدرت نه در لحظه‌های خشن و نمایشی، بلکه در رویه‌های آرام و «عادی» رخ می‌دهد؛ همان‌جا که فرد به‌تدریج خودش را با معیارها تنظیم می‌کند.

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

«دانش و قدرت» برای علاقه‌مندان علوم انسانی و اجتماعی بسیار مفید است؛ به‌ویژه در حوزه‌های جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، مطالعات رسانه، آموزش، مطالعات جنسیت، حقوق، انسان‌شناسی، تاریخ علم و فلسفه. همچنین برای کسانی که با مسئله‌های عملی سروکار دارند—سیاست‌گذاری عمومی، مدیریت سازمانی، سلامت، آموزش، فناوری و حکمرانی داده—می‌تواند نگاه انتقادیِ روش‌مند فراهم کند. کتاب به‌جای این‌که نسخه بدهد، حساسیت ایجاد می‌کند: حساسیت نسبت به این‌که زبان و نهاد چگونه واقعیت را می‌سازند.

چگونه بخوانیم تا نتیجه بدهد؟

بهترین راه خواندن فوکو این است که دنبال «یک تعریف نهایی» از قدرت یا دانش نباشیم. او معمولاً با تعریف‌های خشک جلو نمی‌رود؛ با تحلیل سازوکارها جلو می‌رود. پیشنهاد عملی این است که هنگام مطالعه، برای خودتان یک حوزه ملموس انتخاب کنید—مثلاً مدرسه، بیمارستان، شبکه‌های اجتماعی، نظام استخدام، یا نظام کیفری—و ببینید مفاهیم فوکو چگونه آن را روشن می‌کنند: چه چیزهایی قابل سنجش شده‌اند؟ چه چیزهایی «هنجار» فرض می‌شوند؟ چه نوع گفتاری مشروع است؟ چه نوع سوژه‌ای ایده‌آل است؟

سخن پایانی

«دانش و قدرت» کتابی است که خواننده را از نگاه ساده به حقیقت و سیاست بیرون می‌کشد و وارد میدان پیچیده‌ای می‌کند که در آن، حقیقت و قدرت هم‌زمان یکدیگر را می‌سازند. ارزش اصلی کتاب در ابزارهایی است که برای دیدنِ «جزئیاتِ سیاسیِ زندگی روزمره» می‌دهد: از زبانِ تخصصی و طبقه‌بندی‌های علمی تا نهادهایی که با پرونده و آزمون و معیار، انسان را تعریف می‌کنند. اگر هدف شما این است که بفهمید چرا برخی گزاره‌ها بدیهی می‌شوند، چرا برخی صداها معتبر و برخی نامعتبر می‌گردند، و چگونه مدیریتِ انسان‌ها به مدیریتِ دانش گره می‌خورد، «دانش و قدرت» یکی از بهترین نقطه‌های شروع در فوکو است.

مطالعه کتاب دانش و قدرت را به پژوهشگران و دوست‌داران فلسفه و جامعه‌شناسی، پیشنهاد می‌کنیم.

جلد کتاب "دانش و قدرت"

این کتاب نسخه PDF ندارد.

کتاب‌های جایگزین در:
قفسه اختصاصی کتاب‌های فلسفه
قفسه اختصاصی کتاب‌های جامعه‌شناسی

  1. Mohib:

    کتاب یعنی زوند پیشرفت