یورش چین به ایران و شکست از اشکانیان (جنگ ایران و چین در تاریخ)

در طول تاریخ همواره میان ایران و چین تعاملات گوناگون برقرار بود. در دوران باستان ایران و چین به دلیل کیلومترها مرز مشترکی که داشتند، همواره در حال تدارک مناسباتی با یکدیگر بودند. در این مقاله به کیفیت روابط ایران و چین خواهیم پرداخت و جنگ بزرگ ایرانیان و چینیان در دوران پادشاهی اشکانی ار مرور خواهیم کرد.

تاریخ روابط ایران و چین در تاریخ

در دوران باستان میان دو سرزمین ریشه‌دار ایران و چین، به دلیل هزاران کیلومتر مرز مشترک، مناسبات گوناگونی برقرار بود. دشمن مشترک هر دو دولت، ترک‌اهی آسیای میانه و قبایل بیابان‌گرد بودند که به هر دو سرزمین خساراتی وارد می‌کردند.

من حیث المجموع، میان هر دو سرزمین، در اکثر مواقع روابط حسنه‌ای برقرار بود. ایرانیان و چینیان معمولا روابط بازرگانی داشته و کمتر به کشمکش می‌پرداختند. همچنین وجود دشمن مشترک که پیشتر بدان اشاره شد، دلیل محکمی برای برقراری روابط دوستانه بود تا در مواقع نیاز، از یکدیگر در مقابل هجوم دشمنان یاری جویند.

یکی از مهم‌ترین مناسبات میان ایرانیان و چینیان به اواخر دوران ساسانی بازیگردد. جایی که اعراب به ایران یورش برده، ساسانیان مضمحل شدند، یزدگرد سوم از امپراطور چین درخواست کمک کرد و البته امپراطور چین درخواست او را بی‌پاسخ گذاشت. اما چند سال بعد پشیمان شد و از فرزندان یزدگرد به گرمی استقبال کرد.

برای اطلاعات بیشتر درمورد این جنگ بنگرید به:

دانلود کتاب زرتشت و زرتشتیان

جنگ ایران و چین در تاریخ

در دوران پیش از اسلام، ایران و چین به‌عنوان دو تمدن کهن و قدرتمند آسیایی، هرچند فاصله جغرافیایی قابل‌توجهی با یکدیگر داشتند، اما از طریق شبکه‌ای از روابط غیرمستقیم سیاسی، نظامی و اقتصادی با هم در ارتباط بودند. این ارتباط‌ها بیش از هر چیز در بستر جاده ابریشم شکل می‌گرفت؛ مسیری راهبردی که نه‌تنها کالا، بلکه اخبار جنگ‌ها، جابه‌جایی قدرت‌ها و تحولات نظامی را میان شرق و غرب آسیا منتقل می‌کرد. به همین دلیل، هرچند ایران و چین به صورت جدی و طولانی‌مدت با یکدیگر مستقیماً وارد جنگ نشدند، اما تحولات نظامی هر یک، بر امنیت و موازنه قدرت دیگری تأثیر می‌گذاشت.

در دوره امپراتوری هخامنشی، ایران با گسترش قلمرو خود تا آسیای مرکزی، به همسایگی غیرمستقیم حوزه نفوذ چین نزدیک شد. در این زمان، چین هنوز درگیر جنگ‌های داخلی میان دولت‌شهرها و سپس یکپارچگی تحت دودمان «چین» و «هان» بود. با شکل‌گیری دولت هان، چین برای نخستین بار سیاستی فعال در غرب در پیش گرفت؛ سیاستی که هدف آن مقابله با اقوام کوچ‌نشین جنگجو، به‌ویژه «شیونگ‌نوها»، بود. این اقوام که تهدیدی جدی برای چین محسوب می‌شدند، در عین حال با جهان ایرانی و سرزمین‌های تحت نفوذ ایران نیز در تماس بودند و گاه درگیری‌های آن‌ها به‌طور غیرمستقیم بر منافع ایران اثر می‌گذاشت.

مهم‌ترین درگیری‌ها: دوره اشکانی

در دوره اشکانی، نقش ایران در معادلات نظامی میان شرق و غرب پررنگ‌تر شد. اشکانیان که کنترل بخش مهمی از جاده ابریشم را در دست داشتند، عملاً به واسطه‌ای ژئوپولیتیک میان چین و جهان مدیترانه تبدیل شدند. چین هان برای مقابله با دشمنان شمالی خود و تضمین امنیت مسیرهای تجاری، به ایجاد روابط دیپلماتیک با دولت اشکانی روی آورد. این روابط، اگرچه ماهیتی رسمی و دیپلماتیک داشت، اما در پس‌زمینه آن، مسئله جنگ و امنیت مسیرها نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کرد. ایران اشکانی با کنترل نظامی مسیرهای کلیدی، از ورود مستقیم ارتش چین به غرب جلوگیری می‌کرد و در عین حال مانع نفوذ نظامی قدرت‌های غربی به شرق می‌شد.

جنگ چین و اشکانیان

در فوریه سال 102 میلادی «وادی» امپراتور وقت چین با استفاده از فرصت درگیری ایران با رومیان در غرب، یک سپاه چهل هزار نفری از نیروهای خود را روانه منطقه فرارود کرد.

این حمله در ناحیه فرغانه و در نیمه راه خجند به سمرقند، بدون نیاز به اعزام افراد پادگانهای تپورستان (مازندران)، آثرپاتیگان (آذربایجان)، توسط نیروهای محلی پارت (خراسان)، آریانا (هرات و غرب افغانستان امروز) و کُهِستان در هم شکسته شد و بسیاری از چینیان به اسارت درآمدند.

اسیران چینی هدف حمله نظامی را به دست آوردن اسپان دره فرغانه که بزرگتر از اسپان چین، نیرومند و پُرطاقت اند بیان کرده بودند.

قضیه به مِهستان (سنای ایران) در تیسفون گزارش شد و قرار شد که اگر رئیس کشور چین پوزش بخواهد، اسیران چینی آزاد و سه هزار اسپ و عمدتا مادیان (اسپ ماده) نیز به خاقان فروخته شود که خاقان پذیرفت و به جای پول نقد، بابت بهای اسبان به ایران ابریشم تحویل داد. این یکی از معدود جنگ‌های ایرانیان و چینیان بود. در این نبرد اشکانیان به سختی چینی‌ها را درهم‌شکستند.

نقشه اشکانیان و چینیها

روابط چین و ایران در زمان حکومت ساسانیان

در دوران ساسانی، تقابل‌های نظامی ایران بیشتر معطوف به روم شرقی و بیزانس بود، اما چین نیز تحولات نظامی ایران را با دقت دنبال می‌کرد. منابع چینی از قدرت نظامی ساسانیان، ساختار ارتش، سواره‌نظام سنگین و نظام دفاعی ایران آگاهی قابل‌توجهی دارند. در این دوره، هرگونه بی‌ثباتی نظامی در ایران می‌توانست امنیت جاده ابریشم و منافع چین را تهدید کند. به همین دلیل چین، ساسانیان را نه صرفاً یک شریک تجاری، بلکه یک قدرت نظامی کلیدی در تعادل قوا در آسیای میانه می‌دانست.

در مجموع، رابطه ایران و چین در دوران پیش از اسلام، رابطه‌ای مبتنی بر جنگ‌های غیرمستقیم، رقابت ژئوپولیتیک و مدیریت تهدیدهای مشترک بود. این دو تمدن، در یک میدان راهبردی مشترک قرار داشتند؛ میدانی که اقوام کوچ‌نشین، مسیرهای تجاری و امنیت سرزمینی عناصر اصلی آن را تشکیل می‌دادند. فهم این پیوند تاریخی نشان می‌دهد که تاریخ جنگ در آسیا، همواره فراتر از نبردهای مستقیم بوده و اغلب در لایه‌های پنهان سیاست، تجارت و کنترل فضاهای جغرافیایی شکل گرفته است.

نبرد ایرانیان با چینی‌ها در تاریخ اساطیری ایران

گستره مناسبات میان ایرانی‌ها و چینی‌ها به اندازه‌ای بود که در تاریخ اساطیری ایران نیز بارها شاهد برخورد ایرانیان و چینی‌ها (گاه به صورت روابط دوستانه و دیپلماتیک و گاه به صورت جنگ و نبردهای خونین) هستیم.

در شاهنامه فردوسی، رستم جهان پهلوان ایرانی بارها با چینی‌ها مبارزه کرده و هربار آن‌ها را به سختی شکست می‌دهد. در ادامه یک تصویر زیبا از نبرد رستم با خاقان چین بر پایه مندرجات شاهنامه را می‌توانید ببینید.

جنگ رستم و خاقثان چین

جنگ روم و چین

روم و چین به دلیل نداشتن مرز مشترک با یکدیگر تصادم پیدا نمی‌کردند. فی‌الواقع در میان این دو ابرقدرت، ابرقدرت ایران حضور داشت و هزاران کیلومتر فاصله میان روم و چین باعث گردید تا هرگز این دو دولت با یکدیگر مرز مشترک نداشته و در نتیجه جنگی نیز میان آن‌ها شکل نگیرد.

اما میان ایران و روم بارها نبرد و کشاکش پدیدار آمد که درباره آن می‌توانید در کتاب جنگ‌های هفتصد ساله ایران و روم بیشتر مطالعه داشته باشید.

جنگ روم و چین با ایران در اساطیر

اما بر پایه اساطیر قدیمی ایرانی، روم و چین یک‌بار با هم متحد شده و علیه ایران لشگرکشی کردند. این ماجرا در شاهنامه فردوسی به این صورت آمده است که فریدون در هنگام مرگ، جهان را میان سه پسرش تقسیم کرد. او ایران را به ایرج، توران (چین و مشرق‌زمین) را به تور و روم را به سلم داد.

سلم و تور از این تقسیم اراضی ناراضی بودند. چرا که ایران خوش‌آب‌و‌هواتر از روم و چین بود. لذا در یک اقدام مشترک علیه برادرشان ایرج لشگرکشی کرده و او را به قتل رساندند.

سال‌ها بعد یکی از نوادگان ایرج به نام منوچهر برای کین‌خواهی ایرج و گرفتن انتقام او، قیام کرد. او به شرق و غرب لشگر براند و تور و سلم را اسیر و سپس به قتل رساند. بدین‌ترتیب جنگ روم و چین با ایران که در ابتدا با شکست ایرانیان همراه بود، در نهایت با پیروزی همراه گردید.

متن کامل این روایت را می‌توانید در این‌جا بخوانید:

  1. ساناز:

    درمورد کامنت ها نظری ندارم اما نظر شخصیمو بعد از این همه سال خوندن تاریخ ایران میگم چین هیچ وقت دوست خوبی برای مردم ایران و خود ایران نبوده همیشه دنبال منفعت خودش بوده و مردم ایران رو قربانی اهدافش کرده اگه اینا رو انکار کنید مطمئن میشم حتی کتاب تاریخ رو یه بارم باز نکردید که در تاریخ حتی الان مردم ایران رو قربانی اهداف و خواسته های خودش کرده اگه همه اینا رو انکار کنید مطمئم میشم حتی یه بارم کتاب تاریخ رو باز نکردید.

  2. شامبوس گومبولی:

    آخه نمیدونم جنگ ایران و چین چه ربطی به تاریخ معاصر داره که بعضی ها با اغراق در موردش صحبت مبکنن

  3. یک نکته:

    بین ایران و چین چندین رشته کوه هست که نمیتونن باهم ارتباط داشته باشند و چندین حکومت محلی کوچک هم بین شان بوده. و حتی از وضعیت هم دیگه هم هیچ خبری نداشتن. پس اینکه بگوییم باهم ارتباط داشتن یا جنگیدند اغراق و چاخان دروغ است

  4. محمود:

    در پاسخ به اون عزیزی که گفت ایران هیچوقت مستعمره نبوده باید گفت که ایران در زمان انقلاب ۵۷ مال آمریکا بود وخمینی بزرگ وسربازانش اون رو از چنگ آمریکاییها درآورد ولی شماها بسیاریتون طرفدار وجانبدار آمریکاییان.ودشمنی آمریکا بعد از از دست دادن ایران رو نمیخاهید ببینید و ایران رو متهم به آمریکا ستیزی میکنین.نمیدونم اگه داریوش بزرگ زنده بشه وازادمردی خمینی ایرانی مسلمان وشجاعتش رو در مقابل دشمنان ایران ببینه وذلت شما رو نیز در مقابل آمریکا ببینه شما اونوقت به کجا میخایین از شرم در مقابل کورش کبیر فرار کنین.هیچوقت به این فک کردین؟