کتاب نایاب “ فیدل و مذهب ” (ترجمه حسن پستا و سیروس طاهباز) متنی است شامل گفتگوهای فیدل کاسترو با کشیش فریبتو میباشد.
فیدل کاسترو: رهبر انقلابی کوبا
فیدل آلکساندر کاسترو روس، مشهور به فیدل کاسترو، یکی از برجستهترین شخصیتهای سیاسی و انقلابی قرن بیستم بود که با رهبری انقلاب کوبا در سال ۱۹۵۹ مسیر تاریخ این کشور و منطقه کارائیب را تغییر داد. کاسترو در تاریخ ۱۳ اوت ۱۹۲۶ در بایامو، کوبا به دنیا آمد و در محیطی خانوادگی متوسط بزرگ شد. او از کودکی با مسائل اجتماعی و نابرابری اقتصادی روبرو بود و همین عوامل باعث شد که علاقهمند به عدالت اجتماعی و تغییر ساختار سیاسی کشورش شود.
کاسترو در دانشگاه هوانا تحصیل کرد و در رشته حقوق فارغالتحصیل شد. در دوران دانشجویی، او با ایدههای مارکسیستی و انقلابی آشنا شد و به مبارزه با فساد و ظلم رژیم باتیستا پرداخت. او تلاش کرد تا از طریق فعالیتهای قانونی و سیاسی، اصلاحاتی در جامعه ایجاد کند، اما سرکوبهای شدید و فساد گسترده موجب شد که او مسیر مبارزه مسلحانه را در پیش گیرد.
در سال ۱۹۵۳، کاسترو به همراه گروهی از انقلابیون به قلعه مونکادا حمله کرد، هرچند این عملیات شکست خورد و او به زندان افتاد. این شکست نقطه عطفی در زندگی او بود؛ زیرا پس از مدتی آزاد شد و به مکزیک رفت تا سازماندهی مبارزه علیه رژیم باتیستا را ادامه دهد.
پیروزی انقلاب و تأسیس حکومت سوسیالیستی
در سال ۱۹۵۶، کاسترو و یارانش با کشتی گرانما به کوبا بازگشتند و مبارزات پارتیزانی خود را در مناطق کوهستانی آغاز کردند. پس از چند سال جنگ چریکی، رژیم باتیستا در ۱ ژانویه ۱۹۵۹ سرنگون شد و فیدل کاسترو به قدرت رسید. او با اصلاحات ارضی، ملیکردن صنایع و سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت، تغییرات چشمگیری در ساختار اجتماعی و اقتصادی کوبا ایجاد کرد.
کاسترو با اجرای سیاستهای سوسیالیستی، توانست دسترسی به آموزش و مراقبتهای بهداشتی را برای همه شهروندان کوبا فراهم کند. او همچنین روابط نزدیک با اتحاد جماهیر شوروی برقرار کرد و کشورش را در مسیر بلوک شرق قرار داد. با این حال، حکومت او با محدودیت آزادیهای سیاسی، سرکوب مخالفان و کنترل شدید رسانهها نیز همراه بود که همواره مورد انتقاد بینالمللی قرار گرفت.
فیدل کاسترو و جهان
فیدل کاسترو نه تنها در کوبا بلکه در جهان نیز چهرهای تأثیرگذار بود. او به عنوان نماد مبارزه علیه استعمار و امپریالیسم غرب شناخته میشد و در بسیاری از کشورها، خصوصاً در آمریکای لاتین و آفریقا، مورد تحسین قرار گرفت. در مقابل، کشورهای غربی و به ویژه ایالات متحده، او را به عنوان یک تهدید برای امنیت منطقهای و جهان میدیدند و تحریمها و اقدامات خصمانه متعددی علیه کوبا اعمال کردند.
کاسترو به عنوان فردی با اراده قوی، هوشمند و مصمم شناخته میشد. او سبک زندگی سادهای داشت و به طور منظم در اجتماعات حضور مییافت. سخنرانیهای طولانی او، که گاهی ساعتها طول میکشید، بخشی از استراتژی او برای جلب حمایت مردمی و انتقال پیام انقلاب بود. فیدل کاسترو در طول عمر خود توانست با جسارت و استقامت، موقعیت کوبا را در جهان تثبیت کند و چهرهای ماندگار در تاریخ معاصر بسازد.
رابطه فیدل کاسترو با مذهب
رابطه فیدل کاسترو با مذهب، پیچیده و چندوجهی بود. او به عنوان رهبر یک حکومت سوسیالیستی مارکسیستی، رویکردی رسمی ضدمذهب داشت، زیرا ایدئولوژی مارکسیسم بر سکولاریسم و نفی نقش نهادهای دینی در سیاست تأکید میکند. با این حال، کاسترو هرگز مذهبیون را به طور کامل سرکوب نکرد و در طول زمان رویکردهای خود را تعدیل کرد تا با جامعهای که عمیقاً مذهبی بود، تعارض کمتری ایجاد شود.
در اوایل انقلاب، سیاستهای دولت کوبا محدودیتهایی برای فعالیتهای مذهبی ایجاد کرد. مدارس مذهبی ملی شدند، مراجع دینی به فعالیت سیاسی دعوت نشدند و حزب کمونیست بر همه امور کشور تسلط داشت. با این وجود، کاسترو درک میکرد که دین بخشی از هویت فرهنگی مردم کوبا است و سرکوب کامل آن میتواند به نارضایتی گسترده منجر شود.
تعامل با کلیسا و روحانیون
کاسترو در طول حکومت خود تلاش کرد تا رابطهای تعاملی با کلیسا برقرار کند. در دهههای بعدی، او با روحانیون مذاکره کرد و برخی محدودیتها کاهش یافت. به ویژه در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰، سیاست رسمی نسبت به مذهب کمتر خصمانه شد و برخی مراسم مذهبی و فعالیتهای کلیسا دوباره مجاز شدند.
او همچنین با شخصیتهای مذهبی برجسته مکاتبه داشت و در مواردی از آنان به عنوان واسطهای برای آرام کردن جو اجتماعی استفاده کرد. این رویکرد نشان میدهد که کاسترو گرچه مارکسیست بود، اما میتوانست انعطافپذیری سیاسی و فرهنگی داشته باشد و سیاستهای خود را متناسب با واقعیتهای اجتماعی تنظیم کند.
دیدگاه شخصی کاسترو نسبت به دین
فیدل کاسترو به طور شخصی گرایشی مذهبی نداشت و باورهای او بیشتر مبتنی بر ایدئولوژی مارکسیستی و مفاهیم عدالت اجتماعی بود. او بر اهمیت آموزش، بهداشت و رفاه عمومی تأکید داشت و این اهداف را بالاتر از اعتقادات مذهبی فردی قرار میداد. با این حال، کاسترو هیچگاه تلاش نکرد تا ایمان مردم را از بین ببرد یا باورهای مذهبی را به صورت اجباری تغییر دهد، بلکه بیشتر بر تربیت و آگاهی اجتماعی تمرکز داشت.
رابطه کاسترو با مذهب نمونهای از چگونگی تعامل یک دولت سوسیالیستی با جامعهای مذهبی است. او دریافت که نفی کامل دین میتواند به مقاومت اجتماعی منجر شود و بنابراین سیاستهایی اتخاذ کرد که ضمن حفظ اصول مارکسیستی، اجازه فعالیت محدود مذهبی را نیز بدهد. این رویکرد باعث شد تا کلیسا و دولت کوبا بتوانند در شرایط دشوار، حداقل به طور نسبی همزیستی کنند.
به طور کلی، رابطه فیدل کاسترو با مذهب یک رابطه پیچیده و تاکتیکی بود. او از یک سو به عنوان رهبر مارکسیست، سکولاریسم را پیگیری میکرد و از سوی دیگر میدانست که جامعه کوبا عمیقاً مذهبی است و نادیده گرفتن این واقعیت میتواند پیامدهای منفی داشته باشد. بنابراین، سیاست او ترکیبی از محدودیتها، تعامل و تعدیل بود که به نوعی تعادل میان ایدئولوژی و واقعیت اجتماعی ایجاد میکرد.

دانلود کتابهای جایگزین:
بهدلیل داشتن حقنشر، این کتاب دارای نسخهالکترونیک نیست.
برای تهیه نسخه چاپی کتاب، به کتابفروشیهای سراسر کشور مراجعه کنید.